سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
ثروت دانش، رهایی بخش و ماندگار است . [امام علی علیه السلام]
یادداشتها و برداشتها
 
ناگفته های همسر بن لادن از زندگی مشترک
ناگفته های همسر بن لادن از زندگی مشترک
بن لادن برخی شبها خانواده اش را مجبور به ماندن در صحرا می کرد در حالی که هیچ چیزی جز خاک برای در امان ماندن از سرمای شب های صحرا در اختیار نداشتند...او نابغه ریاضیات بود... نمی گذاشت کولر را روشن کنم...عاشق خودروهای پرسرعت و شیک بود
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

                                                     "عمر" پسر اسامه بن لادن به همراه همسر انگلیسی خود "زینه"
 
عصر ایران - در اواخر ماه جاری میلادی کتابی درباره زندگی اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده در انگلیس عرضه خواهد شد.
به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، این کتاب به قلم همسر اسامه به نام "نجوی" و پسر چهارمش "عمر "نوشته شده است.

عمر پسر اسامه بن لادن بعد از ازدواج با تیک زن انگلیسی به نام "زینه"، هم اکنون در دوحه قطر زندگی می کند.

  این کتاب که یک نویسنده امریکایی به نام "جان ساسون" نیز در نوشتن آن مشارکت دارد به قیمت 17 دلار و 50 سنت عرضه خواهد بود.

دراین کتاب شرح مفصلی از زندگی بن لادن او روند تبدیل او از فردی مذهبی و آرام به چهره افراطی در بعد جهانی آمده است.

براساس اظهارات نجوی که از اتباع سوریه است، خانواده بن لادن به کشورهای پاکستان، سودان، افغانستان و آمریکا سفر کرده است.

نجوی می گوید: من به همراه دیگر همسران بن لادن در منزلی ساده بدون کولرهای پیشرفته در سودان و عربستان در انزوا قرار داشتم.
عمر در این باره می گوید: پدرم به مادرم اجازه نمی داد تا کولر منزل را روشن کند. این کولر را پیمانکار ساختن منزل مسکونی نصب کرده بود . به مادرم حتی اجازه نمی داد که از یخچال موجود در آشپزخانه نیز استفاده کند.

در این کتاب، بن لادن پدری "جدی" توصیف می شود که بازی کودکان و استفاده از دستگاه های الکترونیکی را در منزل خود در دوره اقامت در افغانستان، عربستان و سودان منع می کرد. بن لادن با این حال دوستدار کاشت گل و راندن خودروهای روز بود.

همسر بن لادن همچنین از سفرش به آمریکا تعریف می کند و به جان ساسون که در تهیه این کتاب مشارکت کرده، می گوید : دو هفته در آمریکا بودیم. در لس آنجلس با  اشخاصی مانند "عبدالله عزام"روحانی فلسطینی و پدر معنوی افغان های عرب دیدار کردیم. این سفر چندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در  ایران در سال 1979 صورت گرفت.

پس از این سفر، بن لادن به پاکستان و افغانستان عزیمت کرد تا به مبارزه با اشغالگران شوروی بپردازند.
بن لادن در پایان به عربستان سعودی بازگشت و برای فرزندان خود  داستان هایی درباره درگیری ها در کوه ها و غارها و اخراج نیروهای شوروی تعریف می کرد.

 او در خانه اش با فرزندانش که تعداد آنها به 12 نفر رسیده بود جدی بود ولی در برخی اوقات نیز می خندید.  نجوی نیز با دیگر همسران جدید بن لادن در انزوا  زندگی می کرد. نجوی خود یکی از همسران بن لادن را برگزیده بود. بن لادن به رغم اینکه از وسایل الکترونیک نفرت داشت  عاشق خودروهای پرسرعت  و شیک بود. وی به همین دلیل یک دستگاه خودروی مرسدس بنز به رنگ طلایی در میان خودروهایش داشت.

بن لادن در یکی از سفرهای خود یک فروند قایق تندور نیز خریده بود. برای بن لادن هیچ چیزی به اندازه گذراندن یک روز کامل با خودروهای پرسرعت در صحرا لذتبخش نبود. وی خودرو اش را در صحرا رها و مسافت های طولانی را پیاده روی می کرد.

براساس گزارش این کتاب، رهبر شبکه القاعده پس از آنکه تحت تعقیب قرار گرفت و مجبور شد در سودان زندگی کند به کاشت گل و ذرت مشغول بود و در همان حال به دنبال طرح ریزی عملیات ترور و پی ریزی شبکه القاعده بود.

نجوی اضافه می کند : بن لادن برخی شب ها خانواده اش را مجبور به ماندن در صحرا می کرد در حالی که هیچ چیزی جز خاک برای در امان ماندن از سرمای شب های صحرا در اختیار نداشتند. وی همچنین فرزندان خود را به پیاده روی در صحرا بدون داشتن آب مجبور می کرد تا توانایی های آنها را افزایش دهد.

نجوی همچنین می گفت که بن لادن انگلیسی را به خوبی صحبت می کرد؛ نابغه ریاضیات بود و به سیاست و طبیعت علاقه بسیاری داشت.

در این کتاب همچنین برای نخستین مرتبه تصاویر اختصاصی از خانواده بن لادن منتشر می شود از جمله می توان به انتشار عکس هایی از کودکی عمر و برادرانش، بن لادن به همراه خانواده در افغانستان و در حال اسب سواری نیز اشاره کرد.
 
در این اثر همچنین مطالب جالبی درباره حملات 11 سپتامبر از زبان همسر و پسر بن لادن مطرح شده است.

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 88/7/26:: 11:13 عصر     |     () نظر
 
گلولهای که 42 سال درون سر یک زن جا خوش کرده بود!

گلوله‌ای که 42 سال درون سر یک زن جا خوش کرده بود!

??????.jpg
بعد از گذشت 42 سال از ورود یک گلوله به داخل سر یک زن، پزشکان چینی موفق شدند آن را با موفقیت کامل از داخل سر این زن بیرون بیاورند!

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از فرانس پرس ،  رسانه‌های چینی اعلام کردند که پزشکان در جنوب‌غرب چین موفق شدند یک گلوله را که به مدت چند دهه در داخل سر یک زن قرار داشت را با موفقیت از سر وی خارج کنند.

این در حالیست که این زن «هی ونینگ» 65 ساله است، در مصاحبه‌ای با رسانه‌های دولتی چین افزود: من طی این 42 سال هیچ احساس دردی نداشتم و تنها زمانی که یک روز برای غذا خوردن دچار مشکل شدم و سردرد به سراغم آمد، به پزشک مراجعه کرده و آن‌ها با عکسبرداری از سرم متوجه وجود یک شی خارجی درون غشای بیرونی مغزم شدند.
پزشکان در بیمارستان «چونگ گینگ» در جنوب‌غرب این کشور پس از جراحی سر این زن موفق شدند یک گلوله  2/5سانتیمتری را از داخل سر وی بیرون آورند.

?????????.jpg
این زن 65 ساله در ادامه خاطر نشان کرد: احتمال می‌دهم حین درگیری‌های مسلحانه‌ای که در انقلاب فرهنگی بین سال‌های 1966 میلادی تا 1976 میلادی در کشور روی داد، این گلوله از اسلحه یک شورشی یا مامور پلیس شلیک شده و وارد سر من شده باشد.

وی ادامه داد: در همان سال من به پزشک مراجعه کردم، اما آن‌ها تنها گفتند که تنها یک زخمی بر روی سرم است و از عکسبرداری امتناع کردند. با این حال، هم اکنون بسیار خوشحالم که طی این چهار دهه زنده مانده‌ام و از شر این گلوله کوچک داخل مغزم خلاص شدم.

 ?????????.jpg

پیش از این نیز یک مادر بزرگ چینی که در طول جنگ جهانی دوم یک گلوله نظامیان ژاپنی در مغز او فرو رفته بود تحت عمل جراحی قرار گرفته بود  . این مادر بزرگ 77 ساله از 13 سالگی این گلوله و متعاقبا درد همراه آن را در سرش محفوظ نگه داشت. تا اینکه بالاخره پس از جراحی موفقیت آمیز از شر این گلوله و سردرد ناشی از آن رهایی پیدا کرد.

منع پزشکان بدون مرز


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 88/3/1:: 4:6 عصر     |     () نظر
 
خودکشی دانشجو بخاطر فرار از تعرض


کد خبر: ????????1574

پرونده مرگ دختر دانشجویی که در بیمارستان لقمان به طرز مشکوکی جان باخته بود با اعلام نظر متخصصان پزشکی قانونی وارد مرحله جدیدی شد و ابعاد تازه یی از زندگی این دختر برای قضات شعبه ?? دادگاه کیفری استان تهران روشن شد.

دو سال پیش به ماموران پلیس خبر دادند دختر جوانی به نام روشنک در بیمارستان لقمان جان باخته است. پس از حضور ماموران در بیمارستان مشخص شد این دختر توسط مردی به نام داود به بیمارستان منتقل شده است.

پزشکان معالج روشنک اعلام کردند این دختر با قرص برنج مسموم شده است. بنابراین داود پسری که همراه روشنک بود دستگیر شد. وی دخالت در مرگ روشنک را انکار کرد و گفت؛ من و روشنک در خانه تنها بودیم، البته من این دختر را به خوبی نمی شناختم و او را در خانه دوستم دیده بودم و روشنک از من آب خواست و گفت حال خوبی ندارد و باید دارو بخورد. وقتی آب را به او دادم قرصش را خورد و لحظاتی بعد روی زمین افتاد و از حال رفت و من بلافاصله او را به بیمارستان رساندم.

با شکایت خانواده روشنک، داود در مرحله تحقیقات مقدماتی به جرم قتل عمدی روشنک مجرم شناخته شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه ?? دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. قاضی عزیزمحمدی بعد از بررسی پرونده به دلیل مبهم بودن علت مرگ دختر دانشجو پرونده را دوباره به دادسرا بازگرداند و دستور داد ایرادها برطرف شود.

به این ترتیب پرونده از سوی دادسرا برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی ارسال شد. نظریه کمیسیون پزشکی قانونی، داستان زندگی این دختر را فاش کرد و برای قضات معلوم شد روشنک چرا جان خود را از دست داده است.

در این نظریه آمده است؛ جسد متعلق به زنی حدوداً ?? ساله است که آزمایش خون و نوع دارویی که در خون او وجود دارد نشان می دهد دست به خودکشی زده است. بررسی های تخصصی نشان می دهد این دختر تحت تاثیر استرس و فشار بی امانی بوده و برای رهایی از آن دست به خودکشی زده است.

این نظریه باعث شد پلیس تحقیقات بیشتری را برای مشخص شدن انگیزه روشنک از خودکشی آغاز کند. بررسی زندگی این دختر نشان داد او زمانی که ?? سال بیشتر نداشت به دلیل فقر بیش از حد خانواده اش به عقد مردی ?? ساله درآمد. روشنک که تا آن زمان از تحصیل بازمانده بود بعد از ازدواج در مدرسه شبانه ادامه تحصیل داد و دیپلم گرفت. وی سپس در کنکور شرکت کرد و در رشته حسابداری پذیرفته شد. مشکلات روشنک از زمانی شدت گرفت که وی به دلیل تغییر موقعیت اجتماعی اش و ورود به محیطی جدید نتوانست به زندگی با شوهرش که ?? سال از او بزرگ تر بود، ادامه دهد و از وی جدا شد. مدتی بعد یکی از همکلاسی های روشنک که چندین بار به او ابراز علاقه کرده بود وارد زندگی این دختر فقیر شد. روشنک که برای ادامه تحصیل و پرداخت شهریه دانشگاهی اش به مشکل برخورده بود به امید اینکه این پسر به نام محمود از وی حمایت خواهد کرد به او دل بست.

محمود که از نیاز مالی روشنک باخبر بود از این نقطه ضعف دختر جوان سوءاستفاده کرد و به اتفاق دوستانش چندبار روشنک را مورد تعرض قرار داد. فقر مالی و تحقیر بیش از حدی که این دختر مجبور به تحمل آن بود وی را بر آن داشت که چاره یی بیندیشد چرا که محمود و دوستانش حین آزار روشنک از وی فیلمبرداری کرده و آن را اهرم فشاری برای سوءاستفاده بیشتر از این دختر قرار داده بودند. روشنک که همه درها را به روی خود بسته می دید برای نجات از وضعیتی که گرفتار آن شده بود به سراغ مردی رفت که فکر می کرد می تواند به او اعتماد کند.

این دختر آنچه را که به سرش آمده بود برای مرد مورد اعتمادش توضیح داد و با حرف های امیدوارکننده وی به تصور اینکه همکلاسی های خیانتکارش به سزای عمل خود می رسند، رابطه خود را با آن مرد بیشتر کرد اما مدتی بعد متوجه شد این مرد هم تنها قصد سوءاستفاده دارد و با حرف هایش او را فریب داده است.

نقشه این مرد زمانی برای روشنک فاش شد که دختر دانشجو به خانه این مرد رفت اما وی دختر را با دوست خود داود تنها گذاشت. داود که قصد داشت به روشنک تعرض کند این بار با مقاومت زن جوان روبه رو شد و در نهایت دختر جوان که خود را در بن بست می دید به دلیل تمامی مشکلاتی که در این مدت تحمل کرده بود به بهانه خوردن قرص سردرد از داود یک لیوان آب گرفت و با خوردن قرص برنج به زندگی خود پایان داد.

بنابر این گزارش با توجه به اینکه مدارک زیادی مبنی بر اینکه روشنک خودکشی کرده است به دست آمده، قاضی عزیزمحمدی یک بار دیگر به دلیل اینکه کیفرخواست به اشتباه تحت عنوان قتل عمد صادر شده بود پرونده را به دادسرا بازگرداند تا پس از اصلاح کیفرخواست، این پرونده مورد رسیدگی قرار گیرد.

   نقل خبر از : ایران ایران

+ نوشته شده توسط سید علیرضا شفیعی مطهر در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 7:13 | < type="text/java"> 2 نظر

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 88/2/14:: 3:56 عصر     |     () نظر
 
ایران خودرو در افغانستان کارخانه تولید خودرو می سازد

ایران خودرو در افغانستان کارخانه تولید خودرو می سازد

خودروی سورن

خودروی سورن یکی از محصولات شرکت ایران خودرو است

شرکت ایران خودرو بزرگترین خودروساز ایران با همکاری شرکای افغان برای تولید خودرو در افغانستان 20 میلیون دلار سرمایه گذاری می کند.

خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده که گروهی از مدیران یک شرکت وابسته به ایران خودرو با مسئولان اتاق تجارت و صنایع افغانستان در باره تاسیس و راه اندازی یک واحد تولید خودرو در کابل مذاکره کرده اند.

مدیران شرکت بازرگانی همگام که یکی از شرکت های وابسته به ایران خودرو است، با مدیران اتاق صنایع افغانستان توافق کرده اند که یک کارخانه تولید خودروهای ایرانی در ولایت هرات در افغانستان ساخته شود.

ایران خودرو بزرگترین خودروساز ایران است و سالانه حدود 550 هزار دستگاه خودرو تولید می کند و تاکنون در کشورهای ونزوئلا، سنگال، روسیه سفید، سوریه و آذربایجان کارخانجاتی را برای تولید خودرو احداث کرده است.

در ایران سالانه بیشتر از یک میلیون خودرو تولید می شود که شرکت ایران خودرو بیشتر از نیمی از آن را تولید می کند. در کارخانه ایران خودرو انواع خودروهای پژو تولید تولید می شود و خودروهای ایرانی سمند نیز یکی از محصولات این شرکت است.

سید فخرالدین حیدری منش مدیرعامل شرکت همگام گفته است: "تاسیس و راه اندازی مراکز تولید خودرو در افغانستان با توجه به بازار آزاد این کشور یک تحول محسوب می شود و تاجران افغان می توانند با سرمایه گذاری در این بخش از ظرفیت و پتانسیل جاری نهایت بهره را ببرند.

خودروی سمند

ایران خودرو سالانه حدود 550 هزار دستگاه خودرو تولید می کند

مقامات ایرانی ابراز امیدواری کرده اند که سرمایه گذاران افغان نیز در این پروژه مشارکت کنند.

محمد قربان حق جو رئیس هیات مدیره اتاق تجارت و صنایع افغانستان گفته است که این کشور بهترین بازار برای فروش خودرو است چون تقاضا برای خودروهای جدید وجود دارد.

در سالهای اخیر ورود خودروهای کهنه و دست دوم باعث مشکلاتی نظیر آلودگی هوا و مشکلات زیست محیطی شده است.

به گفته آقای حق جو، می خواهیم آهسته آهسته و طبق یک برنامه هدفمند به جای استفاده از خودروهای کهنه و فرسوده، خودورهای جدید و نو را جایگزین کنیم.

مقامات افغان آمادگی خود را برای همکاری در زمینه تولید خودرو در آن کشور اعلام کرده اند.

خان جان الکوزی معاون هیات مدیره اتاق تجارت افغانستان گفته است: "افغانستان قبرستان خوروهای کهنه است و تاسیس و راه اندازی کارخانه تولید خودرو در افغانستان علاقمندان زیادی خواهد داشت و تجربه نشان داده است که سرمایه گذاری در این بخش هیچ ریسکی ندارد."

BBC


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/12/11:: 4:15 عصر     |     () نظر
 
پادشاه مومیاییشده? کردستان

پادشاه مومیایی‌شده? کردستان

فریبگری تازه? جاعلان تاریخ و فرهنگ

رضا مرادی غیاث آبادی

مدتی است که مسافران شاهراه ساوه به سلفچگان در حاشیه راست جاده، پرچم‌های سبزرنگی را می‌بینند که در اطراف یک صندوق بزرگ پول برافراشته شده‌اند. می‌گویند که فلان کسی خواب دیده و بعد پیکر سالم امامزاده‌ای را در تابوتی سبز پیدا کرده‌اند. می‌گویند اگر کسی شکّ بکند، حتماً و یقیناً سنگ می‌شود. الحمدالله که ما شکّ نکردیم و سنگ نشدیم.

از دیروز نامه‌های فراوانی به دستم می‌رسد که کسانی با شوق و ذوق خبر کشف جسد سالم و مومیایی‌شده? یک پادشاه باستانی در شهر سنندج کردستان را بازگو می‌کنند و یا در باره آن پرسش‌هایی را پیش می‌کشند.

می‌گویند که پادشاه با زیورافزار و اشیای زرین و جواهرات فراوان در تابوتی از جنس سرب و طلا، صحیح و سالم دراز کشیده و کتیبه‌هایی طلایی «به زبان میخی» بر سینه و شرمگاه او نهاده شده است. همچنین می‌گویند که «کارشناسان» قدمت آنرا سه هزار سال برآورد کرده‌اند اما می‌خواهند خبر این کشف بزرگ را درز بگیرند تا بتوانند یواشکی آنرا «آب» کنند. در این اخبار هیچ اشاره‌ای به نام آن «کارشناسان» و نیز منبعِ معتبرِ منتشرکننده? خبر نشده است. احتمالاً در آینده هم خواهند گفت که اگر کسی شکّ بکند، حتماً و یقیناً دشمن ایران و همدست کسانی است که میخواهند پادشاه را «آب» بکنند. 

فیلمی نیز از این کشف بزرگ در اینترنت منتشر شده است. آنچه که در این فیلم دیده می‌شود، «پیکر صحیح و سالم» نوجوان زنده‌ای را نشان می‌دهد که او را همچون شاخ شمشاد در نقش پادشاه باستانی در جعبه‌ای چوبی خوابانده‌اند. هیچ اثر و نشانه‌ای از عناصر مومیایی یا حتی مومیایی خشک و بازماندهای جانبی آن دیده نمی‌شود. همچنین هیچ اثری از تحلیل عضلات، شکاف و بخیه، فراگشت پوستی، حفره‌های غدد، اندودهای منخرین و منافذ به دیده نمی‌آید.

بدن پسرک نگون‌بخت را برهنه کرده و سپس پوستش را رنگ‌مالی کرده‌اند. سپس چند ورق حلبی همراه با خط‌خطی‌هایی بی‌معنا و ناخوانا را بر سینه و شرمگاهش گذاشته‌اند. با چند تکه کاموا برای بدن بدون موی پسرک، سبیل چخماقی و ریش انبوه شاخدار درست کرده‌اند و یک نیم‌تاج پلاستیکی که در جشن تولدها بر سر بچه‌ها می‌گذارند و فیلم می‌گیرند، بر سرش نهاده‌اند و فیلم گرفته‌اند. مقداری تیله‌ و منجوق پلاستیکی هم در دوروبرش چسبانده‌ و ریخته‌اند تا گنجینه همراه پادشاه تکمیل‌تر و پرارزش‌تر شود. البته جای شکرش باقیست که به پسرک معصوم اجازه داده‌اند لااقل تُنُکه‌اش را از پایش در نیاورد.

سی- چهل سال پیش در باغ وحش تهران دعوایی شده بود میان دو نفر از کسانی که با ورق‌های بازی شگردی را اجرا می‌کردند و پولی از شرط‌بندی به دست می‌آوردند. دعوا بر سر این بود که یکی از آن دو نفر، تازه‌کار و ناشی بود و مهارت کافی برای پنهان‌کردن اسرار و شگردها نداشت. ناشیگری او، خشم و خروش طرف حرفه‌ای‌تر را به همراه داشت که ادعا می‌کرد دستش لو رفته و بازارش کساد شده است.

در اینجا نیز جاعلان حرفه‌ای آثار باستانی که پیش از این نمونه‌هایی بسیار حرفه‌ای و شگفت‌انگیز (همچون مومیایی «رودوگونه» دختر خشیارشا) را همراه با کتیبه‌ای از طلای واقعی ساخته بوده‌اند، حق دارند به دعوا با سازندگان چنین تابوت و پادشاه مسخره و ناشیانه‌ای بپردازند که بازارشان را کساد خواهد کرد.

ما امروزه اگر از خیلی جهات عقب‌افتاده باشیم، دستکم از نظر جعل و تاریخ‌سازی یکی از پیشرفته‌ترین‌ها هستیم. اشیای جعلی باستانی که ما می‌سازیم- الحق و الاتصاف- هیچ کمبودی در قیاس با نمونه‌های خارجی ندارند. حیف است که به این سادگی اعتبار و سابقه درخشان صنف محترم جاعلان و تاریخ‌سازان در میان همکاران عزیزشان از بین برود.  

در زمینه تاریخ‌سازی و مناسبت‌سازی، نه تنها کمبودی نداریم که پیشتاز جهانیان هستیم. از این جهت می‌توانیم به خود ببالیم. چرا که هیچ ملتی تاکنون نتوانسته است تاریخ پیامبرش را حتی یک روز به عقب ببرد، ما توانسته‌ایم تاریخ زرتشت را نه یک روز، که چند هزار سال به عقب ببریم. هیچ ملتی نتوانسته است کتیبه بزرگترین و مشهورترین پادشاهش را جعل کند، ما توانسته‌ایم منشور کوروش بزرگ را جعل کنیم و آنرا در خیال عوام بر سردر سازمان ملل هم بچسبانیم. هیچ ملتی نتوانسته است تاریخ هیچیک از پادشاهانش را تبدیل به روزی جهانی کند، ما توانسته‌ایم روز جهانی کوروش را به نمایندگی از یونسکو و تمام مردم جهان جعل کنیم و خود را مسخره نهادهای بین‌المللی و تاریخ‌دانان و ایران‌شناسان کنیم؛ چنانکه همین کار را با دانشنامه? دانشگاهی زنده و معتبر هم کردیم. هیچ ملتی نتوانسته است اشیای جعلی خود را به موزه‌های معتبر منسوب کند، ما توانسته‌ایم ده‌ها اثر مجعول همچون وصیت‌نامه‌های کوروش و داریوش و نامه‌های یزدگرد و عمر را برای مخاطبان ساده‌دل و ناآگاه خود در قفسه‌های خیالی موزه‌های مشهور جهان قرار دهیم و جوانِ جستجوگر هویت ملی را به نام میهن‌پرستی و به نام حقوق بشر فریب دهیم و گمراه سازیم. از این نمونه‌ها چه فراوان.

اما در این میان یک پرسش بدون پاسخ می‌ماند. جاعلان تاریخ و مناسبت‌های قلابی و نیز سازندگان اشیای باستانی تقلبی- بنا به روحیه? حیله‌گرانه و سوداگرایانه? خود- می‌توانند به قیمت فریب مردم و به قیمت تباهی فرهنگ دیرین یک کشور بزرگ و کهنسال، برای خود کلاه و قبایی دست و پا کنند؛ اما چرا روحیه شکّ و پرسشگری تا این اندازه در میان ما افول کرده که هر عوام‌فریب شیاد و حتی ناشی و تازه‌کاری می‌تواند به سادگی و با انگشت نهادن بر روی احساسات مذهبی یا ملی مردم، ما را بفریبد؟ تا چه زمان ما باید آسیب‌های ناشی از جهل و روحیه احساساتی و تحریک پذیر خود را تحمل کنیم؟

شاید هم «شکّ نمی‌کنیم تا سنگ نشویم».


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/9/3:: 4:32 صبح     |     () نظر
 
تولد طفل سه دسته در چین
 

 تولد طفل سه دسته در چین  

طفلی که با سه دست تولد شده بود در سن دو ماهگی در شانگهای چین بتاریخ 29 ماه می عملیات شده دست سوم وی قطع گردید . وضع طفل خوب است و صحتش روبه بهبود میرود .

دنیای امروز با انهمه کار ها و اموری که باید یک انسان انجام دهد گاهی احتیاج به داشتن سه دست نمودار میشود . در سرکها وقتی موتر را در چراغ سرخ ایستاده میکنیم می بینیم که همشیره درایور در موتر دیگر با یک دست تلفون را دارد و حرف میزند با دست دیگر مشغول آرایش و هم سگرت را در همان دست دارد . متوجه میشویم و تعجب می کنیم که با کدام دست درایف میکند ؟ شاید

( اولوشن) برای انسان دست دیگری عرضه کند که نباید آنرا قطع کنیم .

طفل سه دسته که در چین تولد شده


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/7/14:: 2:22 صبح     |     () نظر
 
سگی که دوازده ملیون دالر برایش میراث رسید

سگی که دوازده ملیون دالر برایش میراث رسید

 .

ترجمه : تواب و هاب

 

لیونا همزلی و سگ کوچک وی تریبل

 

 

          (تریبل ) نام پاپیگک زیبایست که از جنس( مالتی) میباشد . این سگ کوچک که دختر من هم مانند اورا دارد خیلی زیبا و باهوش است  چندی قبل (لیونا همزلی ) زن بلیونر امریکایی وفات نمود و برای سگ خود دوازده ملیون دالر میراث گذاشت .

         

          این تمام ثروت لیونا همزلی نبود بلکه از وی که بنام ملکه هوتل های امریکا یاد میشد مبلغ دوازده بلیون دالر پول مانده است .اگر چه لیونا اولاد ها و نواسته ها دارد اما برای آنها چندان مبلغ قابل توجه به میراث نگذاشته بلکه دوازده بلیون خود را به امور خیریه و به موسسات خیریه که همرای سگهای بی صاحب کار میکنند و آنها را نگاهداری میکنند تخصیص داده است . لیونا و شوهرش صاحبان هوتل های زنجیره یی پارک و همزلی میباشند ثروت بی پایان خودرا از هوتل داری پیدا نموده بودند .

 

           چند سال قبل یک نوکر مکزیکی لیونا از وی شکایت نمود و او را متهم کرد که گفته ( آدم های خورد در امریکا مالیاات میدهند ) این گفته لیونا که راست و دروغ آن ثابت نشده  . سبب قهر مردم گردید که در نتیجه لونا همزلی محاکمه و محکوم به  جریمه  و زندان شد .

 

           لیونا که یک زن خیرخواه بود و ملیونها دالر را به موسسات خیریه کمک میکرد بعد از زندانی شدن و متهم به سخت گیری با کارکران خود شدن که با تبلیغات شدید روز نامه و تلویزیونها وی به نزد افکار عامه بدون در نظرداشت خیر خواهی ها و کمک هایش محکوم کردند  .

 

         بعد از خلاصی از زندان لیونا خیلی جگر خون بود مخصوصآ بعد از فوت شوهرش به گوشه گیری پرداخته از مردم دوری میکرد تا آنکه یکی ازدوستانش سگ کوچکی که (تربیل ) نام داشت برایش تحفه داد . لیونا سگ را خوش نداشت اما شرینی های تربیل آنقدر زیاد بود که لیونا با وی آنقدر نزدیک شد که موقع مرگ 12 ملیون دالربرای تربیل میراث گذاشت .

 

امروزتربیل نا نام مستعار و دها بادی گارد با طیاره خصوصی سفر میکند وی در هاوایی ویا یکی از جزایر منطقه حاره در یک ویلای بزرگ رهایش دارد .باقی میراث لیونا که دوازده بلیون دالر است برای کمک و آسایش زنده گی حیوانات مصرف خواهد شد .

          کسانی که حفاظت تربیل را به عهده دارند میگویند به هزاران نفر نامه می فرستند و و خواهان جوره نمودن سگ خود با تربیل هستند آنهم به دلیل اینکه اگر چوچه ی از تربیل باقی بماند شاید پول باقی مانده بعد از مرگ تربیل به آنها برسد . درحالیکه آ نطور نیست در صورت مرگ تربیل پول به سازمانهای خیریه خواهد رسید . طبق وصیت لونا تربیل در پهلوی وی موزولیوم بزرگ شان  در قبرستان فامیلی دفن خواهد شد .

 

 

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/7/14:: 2:14 صبح     |     () نظر
 
من در سرزمین عجایب!

من در سرزمین عجایب!

هیچ کشوری را عجیبتر از ترکمنستان ندیده ام. تا امروز.
سه سال پیش وقتی از مرز زمینی گذشتم و پاسپورتم مهر ترکمنستان خورد، به انتظار دوستم، در حویلی دفتر مرزبانی منتظر ماندم و سگرتی روشن کردم (آن روزها هنوز سگرت می کشیدم). مرزبان جوانی آمد و به انگلیسی شکسته توضیح داد که سگرت کشیدن در آنجا اجازه نیست. تعجب کردم، زیرا من زیر سقفی قرار نداشتم تا این کار اشکالی داشته باشد یا مزاحمتی برای دیگران ایجاد کرده باشد. مرزبان توضیح داد: این دستور رییس جمهور ترکمنباشی کبیر است. سگرت کشیدن فقط در خانه و در رستوران های ویژه مجاز است.
به تصویر بزرگ ترکمنباشی کبیر که با لبخندی مرا به سرزمینش خوش آمدید می گفت، نگاه کردم. او آرام بود و لبخندش از صورتش جمع نمی شد. من ناآرام بودم.
بعدتر دریافتم که آن روزها ترکمنباشی کبیر سگرت کشیدن را ترک گفته و به تمام ترکمن ها و خارجی های مقیم در آنجا دستور داده است تا در هیچ جایی که ممکن است دیگران ببینند، حتی در موتر شخصی نیز، نباید سگرت بکشند!
***
هرچیز بزرگ که در دوران شوروی به نام لنین شهرت داشت، دیگر به نام ترکمنباشی شده بود. شهر ترکمنباشی، خیابان ترکمنباشی، مجسمه ی ترکمنباشی. اما چیزهای دیگری هم نام ترکمنباشی را داشتند که لنین و یا حاکمان حزب کمونیست آن دوران در ذهن خطور نمی کرد، به نام رهبر انقلاب اکتوبر بنامند: چاکلیت ترکمنباشی، آب معدنی ترکمنباشی، ودکای ترکمنباشی، کنیاک ترکمنباشی، خربوزه ی ترکمنباشی... فهرست را خودتان می توانید ادامه دهید. روزهای هفته هم نام های ترکمنباشی، کتابش، مادرش، پدرش و دوستان دیگرش را داشتند. ماه های سال نیز. مثلاً اگر ترکمنی با شما قرار بگذارد، باید بگوید: روز روحنامه، 28 ترکمنباشی ساعت سه بعد از ظهر....
***
در ترکمنستان هرچیز اگر کم بود، قطحی تصاویر و تنواره های ترکمنباشی را حس نمی کردم. شما را دلتنگی ناشی از ندیدن عکس ها و تنواره های ترکمنباشی آنجا تهدید نمی کرد. ترکمنباشی در حال نگاه کردن به ساعتش، ترکمنباشی با کشاورزان، ترکمنباشی در پشت میز کارش، ترکمنباشی کنار موترش... مجسمه های طلایی ترکمنباشی در چار دروازه ی شهر با دو دستی که به سوی آفتاب بلند شده اند. و خود تنواره با آفتاب می چرخید.
***
ترکمنستان 5 شبکه تلویزیونی داشت. هر شبکه مخاطبان خاص خود را داشت. شما می گویید: خوب، این که عادی است و در هر کشوری چنین است. من در پاسخ به شما می گویم: نه، هر شبکه برای گروه سنی خاص بود! شما بازهم، ابرو در هم کشیده و می گویید: اینهم عادی است، در هر کشوری چنین است!
من که از کج فهمی شما عصبانی شده ام، بازهم برایتان توضیح می دهم: آخر در ترکمنستان هر شبکه همان یک موضوع را برای گروه های سنی خاص نشر می کرد!
در هوتل لوکسی که من بودم و غیر از من 11 مهمان دیگر، همه خارجی و برای شرکت در کنفرانسی آمده بودند، دیگر کسی نبود. کارمندان آن هوتل بزرگ دوبرابر مهمانانش بودند. به هر حال، ادامه ی بحث تلویزیون. یک ساعت وقت اضافی داشتم. شبکه اول تلویزیون ترکمنستان را روشن کردم: یک گروه از زنان در اتاقی نشسته اند و یک زن دیگر، "روحنامه" را برایشان می خواند. شبکه دوم: گروهی کودک در یک صنف نشسته اند و زن جوانی به آنها روحنامه می خواند. شبکه سوم: گروهی جوان در سالونی نشسته اند و جوانی دیگر برای آنها روحنامه می خواند. شبکه چهارم: پیرمردان در زیر سقفی نشسته اند و پیرمرد دیگری برایشان روحنامه می خواند. شبکه پنجم: بحث علمی میان چند تا دانشمند عینکی ترکمن پیرامون روحنامه جریان داشت.
حالا متوجه شدید، چه می گویم؟!
روحنامه کتابی است که به گفته ی نویسندگانش به ترکمنباشی کبیر از طرف خداوند الهام شده است.
من هیچ شکی در فراست خوانندگانم ندارم با این وجود خواهش می کنم، جمله ی پیشین را دوباره بخوانید. بله، من هم شک دارم روحنامه کتابی باشد که آن را ترکمنباشی نوشته است. این کتاب توسط گروهی از نویسندگان ترکمن که افسانه و اسطوره و دین را با تاریخ آمیخته اند، نوشته شده است. در این کتاب چیزهای جالبی می توان یافت. مثلاً این که همه آدمهای کنونی روی زمین، یک زمانی ترکمن بوده اند، زیرا حضرت نوح خود ترکمن بود و او قومش را ترکمن نامید. قرار معلوم، بنابر اعتقادات مذهبی، در توفان نوح همه ی آدمها غرق شدند، جز گروه کوچکی که با نوح ماند. نوح آدم دوم است و پدر مستقیم تمام انسان های کنونی و وقتی حضرت نوح ترکمن باشد، همه ی ما ترکمن هستیم یا بودیم.
***
ترکمنستان ارزانترین کشور روی زمین است که من دیده ام. تا پیش از رفتن به ترکمنستان گمان می کردم، ایران ارزانترین است. اما نه، اشتباه می کردم. یک لیتر بنزین: دو سنت، یا یک افغانی یا 20 تومن. یک کیلوگرام نان: دو سنت، یک افغانی یا بیست تومان. گاز، آب، برق و نمک رایگان است. اگر بخواهی با هواپیما از چارجوی به عشق آباد مسافرت کنی، -فاصله 700 کیلومتر است- باید دو دالر بپردازی، یعنی 100 افغانی یا دو هزار تومان. وقتی یک تصویر فرانکلین (صد دالری) را به غرفه تبدیل ارز می دهی، 220 تا با ارزشترین ترکمنباشی (دو ملیون و دو صد هزار منات) به تو می دهند. حالا اگر مانند من بی تجربه باشی و بخواهی 500 دالر را همزمان تبدیل کنی، باید چمدانی برای انتقال آنهمه پول داشته باشی. از ملیونر شدن به آن سادگی احساس خوبی به من دست داده بود!
***
شبی که فردای آن از ترکمنستان برمی گشتم، به رستوران هوتل رفتم. نوشابه ی گازدار سفارش دادم. گفت: بهترینش ترکمنباشی است. گفتم، بیاورید امتحان کنم. گارسون آورد. امتحان کردم و همه ی خشمم را نسبت به مردی که 5 ملیون انسان را تحمیق کرده بود، بیرون دادم: آه، این ترکمنباشی تان چقدر مزخرف است!
رنگ از رخ گارسون پرید. توضیح دادم که منظورم نوشابه بود و او کمی آرام شد.
زنده باد آرامش در سراسر جهان و به ویژه در دلهای خود ما!
پ.ن. خیلی متأسف هستم که هارد دیسکم یک سال پیش فارمات شد و نمی توانم عکس های این سرزمین عجیاب را برایتان بگذارم.

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/7/8:: 4:27 عصر     |     () نظر
 
زنده شدن متوفی هنگام انتقال به سردخانه
FARZAD 
    Message Signed the 19-06-2008 at the 18:57  

زنده شدن متوفی هنگام انتقال به سردخانه

شامگاه دیشب مرد میانسالی که در پارک بیسیم فوت کرده بود هنگام انتقال به سردخانه جان دوباره گرفت و زنده شد

شامگاه شب گذشته مأموران کلانتری 159بیسیم از کشف جسد یک مرد میانسال داخل پارک بیسیم با خبر شدند. مأموران با حضور در صحنه دریافتند مرد کارتن خوابی فوت کرده به گونه‌ای که از دهان و بینی وی خون سرازیر شده و جسد بی‌جانش در این محل رها شده است. اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران در خصوص این پرونده گفت: با توجه به ظاهر جسد فرضیه وقوع درگیری میان متوفی و مابقی کارتن ‌خواب‌ها درون پارک قوت گرفت. وی ادامه داد: با توجه به تأیید مرگ این فرد دستورات لازم برای مشخص شدن علت اصلی فوت به پزشکی قانونی داده شد و در عین حال تحقیق از برخی شاهدان حاضر در پارک نیز آغاز شد. اصغرزاده گفت: تحقیقات در حال انجام بود که از پزشکی قانونی اطلاع داده شد متوفی هنگام انتقال به سرد‌خانه جان دوباره گرفته و زنده شده ‌است. وی افزود: این اتفاق ابتدا باعث شگفتی تمامی مأموران و پزشک حاضر در صحنه شد اما تحقیقات برای دستگیری ضاربان این فرد ادامه یافت




کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/6/10:: 4:50 صبح     |     () نظر
 
یونسکو دوسال را به غزالی و رودکی اختصاص داد

یونسکو دوسال را به غزالی و رودکی اختصاص داد

دکتر نورالحق نسیمی

بر اساس گزارش اخیر سازمان علمی، فرهنگی، هنری ملل متحد (یونسکو) سال‌های‌ 2008 و2009  را به نام ها ی  دو شاعر فارسی زبان «غزالی» و «رودکی» اختصاص دادند. در چارچوب یکی از برنامه های فرهنگی _ هنری یونسکو  هر دو سال یک‌بار از تمام کشورهای عضو سازمان درخواست می‌شود تا سده یا هزاره مشاهیر و شخصیت‌های فرهنگی،...ادامه...

 

مطالب و مقلات بیشتر ازین نویسنده...


 

***************************


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/4/29:: 4:53 صبح     |     () نظر
   1   2   3      >
درباره
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
نگاهی به اسم او
کانون فرهنگی شهدای شهریار
*پرواز روح*
تخریبچی ...
همفکری
خورشید تابنده عشق
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
آخرالزمان و منتظران ظهور
عشق سرخ من
قلمدون
(( همیشه با تو ))
همنشین
پرسه زن بیتوته های خیال
نظرمن
به سوی آینده
شین مثل شعور
عصر پادشاهان
جاده های مه آلود
بی نشانه
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
افســـــــــــونگــــر
پارمیدای عاشق
یا امیر المومنین روحی فداک
+
جلوه
دیار عاشقان
به سوی فردا
دارالقران الکریم جرقویه علیا
نهان خانه ی دل
EMOZIONANTE
فرزانگان امیدوار
اگه باحالی بیاتو
دلبری
یــــــــــــــــاســــــــــــــــــــمـــــــنــــ
حوض سلطون
شب و تنهایی عشق
امُل جا مونده
محمد جهانی
داستانهای واقعی روابط عمومی Dr.Rahmat Sokhani
دلدارا
یه گفتگوی رودر رو
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی
جمعه های انتظار
►▌ استان قدس ▌ ◄
پناه خیال
هم نفس
مجله اینترنتی شهر طلائی
عاشقانه
منتظر ظهور
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
سه ثانیه سکوت
آسمون آبی چهاربرج
جوک بی ادبی
عاطفانه
پوکه(با شهدا باشیم)
عاشقان
هو اللطیف
آقاشیر
امامزاده میر عبداله بزناباد
لنگه کفش
قرآن
اکبر پایندان
مهندسی مکانیک ( حرارت و سیالات)-محی الدین اله دادی
دریـــچـــه
بـــــاغ آرزوهــــا = Garden of Dreams
صراط مستقیم
دانشگاه آزاد الیگودرز
سکوت ابدی
من بی تو باز هم منم ...
ارتش دلاور
در انتظار آفتاب
حاج آقاشون
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
عشق در کائنات
ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
پرواز تا یکی شدن
.:: بوستان نماز ::.
سروش دل
تنهایی
روانشناسی آیناز
شقایقهای کالپوش
کـــــلام نـــو
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی
بصیرت مطهر
سایت جامع اطلاع رسانی برای جوانان ایرانی
*تنهایی من*
و رها می شوم آخر...؟!!
وبلاگ آموزش آرایشگری
محفل آشنایان((IMAN))
geleh.....
گل باغ آشنایی
آوای قلبها...
هفت خط
اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
تنهایی افتاب
شجره طیبه صالحین ،حلقه ریحانه
پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ...
شوالیه سیاه
نمایندگی دوربین های مداربسته
کوسالان
امام مهدی (عج)
@@@گل گندم@@@
سفیر دوستی
کافه محلی است برای جمع شدن وسرچشمه آغاز زایش هرچشمه است
کلبه عشق
آموزه ـ AMOOZEH.IR
تنهایی......!!!!!!
دریــــــــای نـــور
کربلا
جوکستان بی تربیتی
«حبیبی حسین»
***جزین***
کلبهء ابابیل
پژواک
وبسایت رسمی مهندس امیر مرتضی سعیدی ایلخچی
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
لیلای بی مجنون
بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
جـــیرفـــت زیـبا
جوان ایرانی
****شهرستان بجنورد****
بچه مرشد!
د نـیـــای جـــوانـی
نگاهی نو به مشاوره

سارا احمدی
طب سنتی@
مهندسی عمران آبادانی توسعه
ققنوس...
ای لاله ی خوشبو
حزب الله
قعله
««« آنچه شما خواسته اید...»»»
ashegh
مقاله،پایان نامه،پرو‍ژه،کتاب الکترونیک،تحقیق،جزوه،نمونه سوال و..
طاقانک
تک درخت
تراوشات یک ذهن زیبا
سکوت سبز
هر چی بخوای
پیامنمای جامع
پرنسس زیبایی
بوی سیب BOUYE SIB
@@@این نیزبگذرد@@@
بادصبا
ಌಌتنهاترین عشق یه عاشق دل شکستهಌ᠐
راز رسیدن به شادی و سلامتی
معارف _ ادبیات
پوست مو زیبایی
تنهای تنها
آخرین صاحب لوا
جاده مه گرفته
دخترانی بـرتر از فــرشته
upturn یعنی تغییر مطلوب
دلـتنگـ هشـیگـــــــــی
تبسمـــــــــــــــی به ناچار
ماتاآخرایستاده ایم
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
مستانه
وبلاگ گروهیِ تَیسیر
ناز آهو
گیسو کمند
جــــــــــــــــوک نـــــــت
عکس سرا- فقط عکس
عکس های عاشقانه
حقوق دانشگاه پیام نور ایلام
تیشه های اشک
..:.:.سانازیا..:.:.
فقط خدا رو عشقه
پاتوق دوستان
بنده ی ناچیز خدا
آزاد
ارمغان تنهایی
فقط عشقو لانه ها وارید شوند(منامن)
PARSTIN ... MUSIC
سلام آقاجان
ردِ پای خط خطی های من
منطقه آزاد
بندیر
علی پیشتاز
تنهاترم
هه هه هه.....
محمدمبین احسانی نیا
یادداشتهای فانوس
دوست یابی و ویژگی های دوست
کد تقلب و ترینر بازی ها
ستاره سهیل
داستان های جذاب و خواندنی
عاشقانه
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
یادداشتهای من
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
سرافرازان
*bad boy*
سرزمین رویا
آیینه های ناگهان
برای اولین بار ...
خاطرات و دل نوشته های دو عاشق
چون میگذرد غمی نیست

بازگشت نیما
علی اصغربامری
دهیاری روستای آبینه(آبنیه)
روستای زیارتی وسیاحتی آبینه(آبنیه)باخرز
سایه سیاه
رهایی
رازهای موفقیت زندگی
دوره گرد...طبیب دوار بطبه...
خندون
* ^ــ^ * تسنیم * ^ــ^ *
بچه های خدایی
مرام و معرفت
خوش آمدید
The best of the best
بوستان گل و دوستان
صفیر چشم انداز ایران
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
نغمه ی عاشقی
۞ آموزش برنامه نویسی ۞
شبستان
دل شکســــته
یکی هست تو قلبم....
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
یامهدی
تنها هنر
دل نوشته
صوفی نامه
har an che az del barayad
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
شجره طیّبه

به وبلاگ بیداران خوش آمدید
دانلود هر چی بخوایی...
نور
فریاد بی صدا
Dark Future
مجله مدیران
S&N 0511
**عاشقانه ها**
پنجره چهارمی ها
AminA
نسیم یاران
تبیان
صدای سکوت
(بنفشه ی صحرا)
اندکی صبر سحر نزدیک است....
ابهر شهر خانه های سفید
عشق
ترانه ی زندگیم (Loyal)
توشه آخرت
قـــ❤ــلـــــب هـــــای آبـــــی انــ❤ـــاری
جزتو
ترخون
عشق پنهان
@@@باران@@@
شروق
Manna
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پرسش مهر 8
دریایی از غم
طره آشفتگی
...ترنم...
Deltangi
زیبا ترین وبلاگ
ارواحنا فداک یا زینب
علمدار بصیر
کرمان
ایران

عشق الهی: نگاه به دین با عینک محبت، اخلاق، عرفان، وحدت مسلمین
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر)
عشق و شکوفه های زندگی
مهر بر لب زده

قمه‏زنی سنت یا بدعت؟
سلام
عطش
حضرت فاطمه(س)
♀ ㋡ JusT fOr fuN ㋡ ♀
اواز قطره
محمد قدرتی Mohammad Ghodrati
عکس
گل یا پوچ2؟
صدای سکوت
شـــــــیـــشـــــه ی نــــــــــــازک دلـــــــــــــــــــتنگی
یه دختره تنها
ورزشهای رزمی
مهر 84
..::غریبه::..
جغرافیای سیاست
زنگ عربی
It iS SimPle...
دختر زمستان
یـ|ـہ |دُنیـ|ـآ دِلَـ|ـم| گـِرفـ|ـتـِہツ
بزرگترین سایت خنده بازار
آرشیو یادداشت‌ها
دینی
گلچینی از جغرافیای طبیعی و تاریخی افغانستان
آثارتأریخی افغانستان
گلچینی از تاریخ جهان و افغانستان
میراث گرانبهای گذ شتگان چراغی است برآیند گان
کابل و ولایات افغاانستان عزیز
زبان شرین پارسی
وازه نامهء هم زبانان
ادبیات و هنر
پرواز خیال
شعر و ادب
اى الهه عشق مادر!
عاشقانه ها
موزیک و اشعار آهنگهای بهترین اوازخوان افغان احمد ظاهر و دیگران
سیاسی
جامعه شناسی -مردم شناسی
دانستنیهای جالب
طب ورزش صحت وسلامتی
مسائل جنسی خانه و خانواده
آموزش زیبایی
روانشناسی
طب سنتی و نسخه های پزشکی با گیاهان دارویی
غذا موادغذائی و اشامیدنیها
خواص میوه ها و سبزیجات
اخبار
زندگینا مه
داستانهای کوتاه و آموزنده
نجوم فضا وفضانورد ی
کمپیوتر انترنیت و وب نویسی
لطیفه ها اندرز ها و پیامهای کوتاه خواندنی و عالی
طنز
تقویم هجری شمسی اوج درایت فرهنگی ما
سرگرمی ها
معرفی کتاب
تصویر عکس ویدئو فلم
بهترین های خط
جالبترین کارتونها
طالع بیی
یادداشتها
قوانین خواب و رویا وتعبیرخواب
تبریکی و تسلیت
داغ غربت
علمی
تاریخی و اجتماعی
خانهء مشترک ما زمین
اشعار میهنی رزمی و سیاسی
هوا و هوانوردی
آموزش و پرورش
معانی اصطلاحات و تعاریف
دنیای عجاء‏بات