سفارش تبلیغ
صبا
هان ! دشمنی با یکدیگر، زداینده است .مقصودم زداینده مو نیست، که زداینده دین است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
یادداشتها و برداشتها
 
افغانستان و موزاییکهای ناهمگون قومی
افغانستان و موزاییکهای ناهمگون قومی

قومیت در ساختار سیاسی یک جامعه بسته به اهمیت آن در روابط اجتماعی و نظام طبقاتی و با توجه به گزاره های رایج در فرهنگ، نسبت به قومیت تعریف می شود . در واقع برداشت یک قوم از خودی و غیر خودی مبنای عمل سیاسی نخبگان آن است و این عمل سیاسی ناخودآگاه روابط آن قومیت را با سایر قومیت ها تعریف می کند.

می توان اقوام را به سه دسته تقسیم بندی کرد این تقسیم بندی بر حسب روابط اقوام با یکدیگر است و هیچ گونه آگاهی از درونه آن بدست نمی دهد

1-     اقوام منحصر : قوم منحصر قومی است با مرزهای بسته و بدون تعامل ، رویکرد این گونه اقوام نسبت به مسائل معمولا پاک کردن صورت مساله است به این نحو که سعی می کند همه چیز را نفی کند و از نفی آنها به اثبا ت خود برسد .معمولا این اقوام در یک موقعیت سرزمینی مشترک قوم غالب بوده اند و همین امر به خودی خود نوعی انحصار گری در عمل را به دنبال می آورد.این گونه اقوام استعداد بالایی برای درگیری دارند و معمولا یک طرف تمام منازعات قومی را تشکیل میدهند

2-     اقوام متعامل : اقوامی با دیدی فراقومی و عملی قومی این گونه از اقوام مرزهایی بسته دارد اما به طور دائم با اطراف خود در برخورد است مدام دست به تشکیل ائتلافات و گروهبندی ها می زند و سعی دارد خود را در یک محیط چند گانه، مستقل اما جمع گرا نشان دهد این گونه از اقوام بیشترین برخورد را با اقوام منحصر دارند

3-     اقوام باز : مرزهای این گونه از اقوام بر روی دیگران باز است در دید این اقوام خودی کسی است که با آنها به در گیری مستقیم نپردازد این اقوام به راحتی در واحدهای بزرگتر حل و جذب می شوند و در ساختارهای چند قومی انعطاف پذیر ترین گروه هستند

ذکر این نکته لازم است که یک قوم در موقعیتهایی متنفاوت می توانند هرکدام از الگوهای بالا باشد . مثلا یک قوم باز در برخورد با یک قوم منحصر به راحتی تبدیل به یک قوم متعامل و یا منحصر می شود.اما رابطه قومیت در چهارچوب ملت تعریف می شود و تقسیم بندی فوق تنها با ملیت مشترک اقوام قابل توجیه است وگرنه اگر اشتراک ملی موجود نباشد اصولا رابطه ای تعریف نمی شود.

  به طور خلاصه برداشت یک قوم از مفاهیم ذیل خط سیر برخوردهایش با سایر اقوام را مشخص می کند.

1-     ملت : در فرهنگ سیاسی یک قوم منحصر ملت عبارت است از تمام افرادی که به نحوی متعلق به آن قوم خاص باشند .و سایر افراد اگر چه با مشخصات سرزمینی یکسان و حتی مذهب و زبان مشترک صرفا بیگانگانی نزدیک هستند که جبر محیط آنها را وادار به تعامل و رابطه کرده است . این رابطه می تواند یک رابطه برابر و یا بالاتر باشد که نوع آن بسته به قدرت و توان طرف مقابل تعریف می شود و به راحتی می تواند تغییر کند و به نحوی دیگر برقرار شود . اما قوم متعامل ملت را مجموعه ای از تمام اقوام تعریف می کند. مجموعه هایی با مزربندیهای مشخص شبیه به دولتهای ائتلافی این نوع از اقوام قائل به سرنوشت مشترک هستند و همین امر آنها را وادار به تساهل می کند .اما اقوام باز ملت را یک واحد تعریف می کنند واحدی که یک جزء است و آن خود ملت است

2-     حکومت : قوم منحصر حکومت را حق قانونی و طیبعی خود می داند و هر گونه تلاش برای رسیدن به آن را جهادی مقدس برای وصول به حق محسوب میکند . اما قوم متعامل صرفا قائل به اشتراک سیاسی است و رسیدن به حکومت را معلول شرایط سیاسی به حساب می آورد نه یک حق طیبعی اما معتقد به سهم بندی است . در حالی که قوم باز حکومت را نتیجه اوضاع سیاسی می داند و بس

عوامل دخیل درروابط اقوام

 

بردارهای قومیت ذاتا واگراست و این واگرایی نتیجه طیبعی هویت قومی است. یک قوم ناچار برای هویت بخشیدن به خود مرزهایی را تعریف می کند که در آن دیگران بیگانه هستند . نتیجتا برای دستیابی به وحدت ملی باید اقوام را کم رنگ کرد و از نقش آنها در بازی های سیاسی کاست عواملی که می تواند با عث همگرایی بیشتر اقوام شود و یا بر عکس این واگرایی را تشدید کند به طور عمده به شرح ذیل است

1-     اقتصاد: اقتصاد در روابط اقوام نقشی دو طرفه دارد بسته به نوع مناسبات اقتصادی در تولید،عرضه و  تراکم می تواند واگرایی بردارهای قومی را بیشتر یا کمتر کند درمورد اقتصاد سه حالت زیر بر قرار است

الف) تعادل اقتصادی : در این وضعیت اقوام در یک رابطه نرمال اقتصادی قرار دارند و به طور فزاینده ای با یکدیگر بستگی اقتصادی پیدا کرده اند طوری که هر گونه تنش قومی تاثیری نامطلوب بر این روابط گذاشته و باعث زیان اقتصادی می شوند در این وضعیت اقوام تلاش خواهند کرد که عنصر قومیت را کم رنگ کرده حتی آن را به فراموشی بسپارند .مانند وضعیت کشور سوئیس در قرن گذشته

ب) سلطه اقتصادی: این حالت نه تنها کمکی به همگرایی اقوام نمی کند بلکه شکافها را گسترش داده و عملا نزدیکی اقوام را ناممکن می کند زیرا قوم غالب به دلیل غلبه و قوم مغلوب به خاطر حس ناشی از استثمار حاضر به نزدیکی نخواهد شد . در این وضعیت پدید آمدن جنبش های افراطی در هر دو طرف امری محتمل است . شبیه وضعیت سیاهان در آمریکا و یا برتری اقتصادی یهودیان درآلمان قبل از هیتلر .

ج) استقلال اقتصادی: این وضعیت به خودی خود نه تنش ایجاد می کند و نه همگرایی را سبب می شود اما در روابط بین اقوام یک اهرم بازدارنده محسوب نمی شود.

2- مذهب: اگر از ادیان صرف نظر کنیم،مذاهب در طول تاریخ همیشه تنش زا بوده اند زیرا اقوام معمولا با مذاهب مختلف رابطه دارند و اگر روابط اقوام بر پایه مذاهب بنا شود خواه نا خواه منجر به درگیری می شود و این درگیری ها خونبارترین آنها در تاریخ است زیرا توجیه مذهبی بسیاری از مسائل بشری را آسان می کند .

3- تاریخ: تاریخ یک قوم گذشته ای است منحصر در همان قوم مگر آنکه زمینه های تاریخ مشترک ملی به حدی قوی باشد که تاریخ وگذشته قومیت را به عنوان بخشی از آن تعریف کند و تنها در این صورت است که می تواند همگرا باشد .

4- زبان: زبان معمولا یک عامل همگرا است زیرا اقوام در تعامل با یکدیگر و ساکن در اقلیمی مشترک در طول تاریخ خصوصیات زبانی یکسانی کسب می کنند و به راحتی می توان در این مورد همگرایی ایجاد کرد مگر آنکه عوامل دیگری وجود داشته باشد که با عث شود نتیجه تنش در تفاوت زبانها ظاهرشود .

5- جغرافیا: جغرافیای مشترک بسته به تاریخ عاملی مهم در مناسبات قومی است . ساکن یا مهاجر بودن یکی از آقوام، تعلق یک منطقه به یک قوم در گذشته دور می تواند با عث ایجاد تنش گردد . اما اختلاط جغرافیایی اقوام در یک منطقه عاملی بازدارنده است

آینده اقوام در افغانستان

 

با توجه به مطالب فوق در باب تقسیم بندی اقوام و عوامل دخیل در روابط آنها و تطبیق آن با جامه امروز افغانستان شاید رسیدن به این واقعیت تلخ که تمام عوامل فوق در جهت واگرایی قومی در افغانستان حرکت میکند کمی نا امید کننده باشد .

تنها چیزی که درساختار آینده جامعه افغانستان می تواند عامل همگرایی شود . نفع اقتصادی است. دولت آینده افغانستان باید تلاش کند که تعادل اقتصادی و نه استقلال اقتصادی ایجاد شود تا اقوام بر پایه آن به یک نقطه مشترک برسند . ضمن اینکه اختلاط جغرافیایی اقوام در مناطق توسعه یافته و تکیه بر تاریخ مشترک ملی و پر رنگ کردن آن می تواند به تعدیل روابط ویران قومی در افغانستان کمک کند.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 88/2/4:: 4:28 صبح     |     () نظر
 
جامعه شناسی شیطان پرستی
جامعه شناسی شیطان پرستی


شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک می‌گویند. شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود. خود کشی توجیهی اینگونه دارد ، " اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟" پاسخ می‌دهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید. شیطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟ ادامه ...

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/7/28:: 5:26 صبح     |     () نظر
 
نژادهای افغانستان

نژادهای افغانستان

گزارش مختصر اقوام عمدهء این سرزمین

میجر جراح ایچ دبلیو بیلیو
برگردان سهیل سبزواری

پیشگفتار مترجم:

این اثر که حدود 130 سال قبل از امروز توسط بیلیو، دانشمند مشهور انگلیسی، در کابل نگاشته شده، محصول سه دهه کار او در این منطقه و شناسائی نزدیک او با مردمان این منطقه بحیث یک کارمند عالی رتبه سیاسی، نظامی و صحی بوده است...ادامه


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/4/29:: 3:29 صبح     |     () نظر
 
مردم شناسی
مردم شناسی: تاجک و هزاره

تاجکها که غالبا بنام پارسیوان یاد میشوند یک بخش بزرگ و وسیعا ‏پراگند? باشندگان افغانستان را تشکیل داده؛ اولاد? باشندگان باستانی پارسی ‏همین منطقه میباشند درحالیکه افغانها اولاد? باشندگان باستانی هندی آنند...  کلم? تاجک به معنی "پارسی" ‏بوده و دلایلی زیادی نیزوجود دارد که کلم? تاوچی چینائی، عین واژ? ‏تاجک معاصراست...هزاره ها ساح? ‏وسیعی را دراختیاردارند که ازمرزهای کابل وغزنی تا به هرات دریک ‏جهت و از جوار کندهار تا بلخ در جهت دیگر وسعت دارد.



سهیل سبزواری
سیدنی – جون 2008‏
تاجک و هزاره ‏

این مقاله ترجم? فصل دوازدهم وسیزدهم کتاب "نژاد های افغانستان" ‏تالیف ایچ. دبلیو. بیلیو نویسند? مشهورانگلیسی است. این کتاب درسال ‏‏1880 م چاپ شده وشامل یک پیشگفتارو13 فصل (مقدمه، افغـان، تاریخ ‏افغانستان، رابط? برتانیه با افغانستان ، شیرعلی، پتان، یوسفزی، افریدی، ختک و دادیک، غلجی، تاجک و هزاره) میباشد. برگردان آنرا بدون ‏هیچگونه تبصر? به هموطنان خویش پیشکش می نمایم:‏

تاجک ‏

تاجکها که غالبا بنام پارسیوان یاد میشوند یک بخش بزرگ ووسیعا ‏پراگند? باشندگان افغانستان را تشکیل داده؛ زبان، ادار? داخلی، رسوم و ‏عادات آنها با دیگران فرق دارد. آنها اولاد? باشندگان باستانی پارسی ‏همین منطقه میباشند درحالیکه افغانها اولاد? باشندگان باستانی هندی آنند. ‏قرارمعلوم، افغانها (که مسکن اصلی آنها وادی های کندهاروارغنداب ‏میباشد) با مردمان هندی که آنها را اشغال نمودند، مخلوط ومزدوج ‏گردیده ونام خودرا به قوم مخلوط خود دادند. همینطورعربها نیزعین کار ‏را با مردم پارسی اشغالی خود انجام داده ونام آنها را بحیث نام قومی ‏اولاد مخلوط آنها باقی گذاشتند، نامی که توسط پارسیها برآنها گذاشته شد. ‏اجدادعربی آنها، سیدهای بودند ازنسل حضرت علی (داماد محمد«ص») که نام ‏خود را بقبایل ایجادی خود دادند.

درافغانستان چندین قبیل? سید وجود دارد ‏که عمده ترین آنها وردک واشترانی میباشد. گفته میشود که واژ? تاجک ‏مشتق ازنام باستانی پارسی برای عرب است. نویسندگان باستانی پارسی ‏دشمنان اجدادی خود درشمال وجنوب را بالترتیب توسط کلمات ترک و ‏تاز(یا تاج) یاد میکردند، لذا کلم? تازصرف برای عربهای پارس اطلاق ‏گردیده وتمام چیزهائیکه مربوط بآنها میشد ویا ازآنها بوجود میآمد توسط ‏پارسیها بنام تازی یا تازیک یاد میگردید که عین کلمات تازی یا تاجک ‏میباشد. با گذشت زمان، این کلمات درمقابل اجناس خالص وبومی، محدود ‏به اشیای دارای منشای عربی درپارس میگردد. لذا یک عرب مسکون در‎ ‎منطقه وغیرمزدوج با مردمان آن، عنوان قومی خودرا از طریق نسلهای ‏بعدی حفظ میکرد. اما اعراب مزدوج با مردمان منطقه، هویت اصلی ‏خود را ازدست داده ودرنسلهای بعدی، توسط پارسیها، بنام تاجک یاد می‏‎ ‎شدند. (طورمثال) یک اسپ یا سگ وارداتی عربی نه بنام تازی، بلکه ‏بنام عربی یاد میشد ولی اولاد آنها نام تازی را کمائی نموده ودیگربنام ‏عربی یاد نمگردید.

 اما یکتعداد معتقدند که کلم? تاجک به معنی "پارسی" ‏بوده ودلایلی زیادی نیزوجود دارد که کلم? تاوچی چینائی، عین واژ? ‏تاجک معاصراست. اگرچنین باشد ومعلوم میشود که این روایت صحیح ‏است، لذا توضیحات قبلی مطرود پنداشته شده وتاجک باید فقط نام باستانی ‏دهقانان یا زراعت پیشه گان پارسی باشد. این کلمه درحقیقت یک واژ? ‏پارسی بوده وشامل ساحاتی است که قبلا دراختیارشاهان پارسی قرار‎ ‎داشت؛ این است دلیل عدم موجودیت آنها درهند و موجودیت آنها در ‏ترکستان.

تاجکها درتمام جلگه های افغانستان ازهرات تا به خیبر واز ‏کندهارتا به اکسوس (وحتی درکاشغر) زندگی دارند. این نام دراین روز ‏ها بشکل وسیعتراستعمال شده وشامل تمام مردمان پارسی زبان (باستثنای ‏هزاره، افغان ویا سید) میباشد. لذا اقوام هندی نشیبهای جنوبی هندوکش ‏که به اسلام گرویده وپارسی صحبت میکنند (وهم تا انداز? به لهج? بومی ‏خود) نیزبنام تاجک یاد میشوند.

 این کلمه همچنان به اولاد? باشندگان ‏باستانی پارسی بدخشان ودره های تنگ وغیرقابل دسترس کوه های آن ‏اطلاق میگردد.‏ این مردم به جوامع مجزا تقسیم شده وبرای قرنهای متوالی استقلال خود ‏را حفظ ونگهداری نموده اند، با وجودیکه فعلا بصورت ظاهری، تابع ‏حکومت کابل میباشند. آنها معتقد به اسلام سنی وشیعه بوده وادعا میشود ‏که اولاد? الکساندربزرگ وسربازان یونانی باشند؛ آنها درسیما وهمچنان ‏رسوم وعادات خویش ازتاجکهای جلگه ها فرق داشته وبا لهج? متفاوت ‏پارسی صحبت مینمایند که فکر میشود شاخ? ازپهلوی باستانی است. آنها ‏بنام بدخشی، وخی، شغنی، روشانی وغیره شناخته میشوند که مربوط ‏بدخشان، واخان، شغنان، وغیره بوده وباین ارتباط ازتاجکهای جلگه ها ‏فرق دارند زیرا آنها چنین تقسیمات فرعی را نداشته وصرف بنام تاجک ‏یاد میشوند صرفنظرازینکه ازهرات، کندهار، کابل ویا جاهای دیگر ‏باشند.

بعلاوه، تاجکها (مانند افغان، غلزی و پتان) دارای تقسیمات خیل و ‏زی نمیباشند. افزودن اصطلاحات خیل و زی دریک نام، نشاندهنده ای ‏‏"ارتباط" ویا "اولاد" آن فرد میباشد اما ضرورتا نشاندهند? این نیست که ‏اعضای مرتبط ویا اولاد واقعی آنها باشد. کلم? خیل عربی بوده ونشان ‏دهند? یک "گروه" (بخصوص اسپ)، "کمپنی"، "حزب" وغیره است. ‏پسوند زی پارسی بوده ومعنی واقعی "پسر" را میدهد اما بصورت عام ‏بمعنی خیل استعمال میشود مانند موسی زی یا موسی خیل، یعنی اولاد یا ‏وابست? موسی. یک افاد? بسیارموج? استعمال (کمی پس ازایجاد نمایندگی ‏ما) این کلمات درایجاد دوفرقه درکابل دیده میشود. کسانیکه طرفداراتحاد ‏با برتانیه بودند بنام کیوناری زی وآنهائیکه مخالف بودند بنام یعقوب زی ‏یاد میشوند. پسوند خیل میتواند باعین معنی بکاررود اما بعلت خوش ‏صدائی، به زی ترجیح داده میشود. این تقسیمات درحقیقت مربوط به ‏‏"گات" و "سخا"ی مردمان راجپوت است.

 دربین تاجک ها، بعضی ‏جوامع دهقانی وجود دارند که بنام دیهواردرغرب افغانستان و دیهگان یا ‏دیهکان درولایتهای شرقی یاد میشوند. قرارمعلوم آنها ازنسل داهی ‏نویسندگان باستانی یونانی بوده وصرفا روستائی یا دهاتی میباشند طوری ‏که کلمات پارسی فوق اطلاق میشود؛ باوجودیکه قبیله باستانی سکائی ‏دای یا داهی درروزگارخود، مردمان پرجمعیت ونیرومند بودند.

تاجکهای ‏جلگه ها منحیث یک قوم - مردمان مقبول، دارای قامت بلند وهیکل تنومند ‏میباشند. آنها خصلتا صلحجو، صنعتگروصرفه جو(میانه رو) بوده و ‏مشتاق محافل اجتماعی وتفریحی میباشند. موقعیت آنها در بین باشندگان ‏منطقه، مطیع وتا انداز? برده واربوده وهیچگونه قدرت و صلاحیتی ‏درحکومت ندارند. آنها درنواحی روستائی، مصروف زراعت وباغداری ‏بوده، یا درجوامع روستائی خود مسکون اند ویا بحیث خدمه های ‏زراعتی، باغداری وغیره پراگنده اند. آنها درشهرها مصروف امور ‏میخانیکی وصنعتگری بوده وبحیث دکانداران، اهل کسبه وتجاران ‏کوچک خدمت مینمایند. محاسبین، سکرترها وسرکارگرها درادارات ‏عامه وموسسات شخصی تقریبا کاملا دراختیارآنها بوده وازاعتبار و ‏حیثیت بلندی درذکاوت ، درستکاری وصنعت برخوردارمیباشند. آنها ‏بصورت آزاد، خدماتی ازقبیل محافظین شخصی ویا خانوادگی را قبول ‏نموده وبخاطرفعال بودن، پرتلاش بودن و پاک کاربودن خود مورد احترام ‏قراردارند. آنها بندرت درخدمات نظامی مشغول میشوند ولی بعضی از ‏آنها موقعیت بلندی درارتش امیردارند. آنها بصورت طبیعی اوصاف زیاد ‏وقابل قدری دارند اما بحیث یک مردم مطیع و پایمالشده، درمورد فرمان ‏روایان خویش بسیارزیاد مظنون بوده وآنهارا مکارمیدانند. آنهادرذکاوت، ‏متانت، صنعت ودرستکاری درسطح ماهران نسبت بتمام باشندگان دیگر ‏منطقه قرارداشته ومتمایل حکومت برتانیه میباشند. بارتباط روحی? تمایل، ‏آنها مانند مردمان قزلباش کابل، هزاره (تحت فرمانروایان درانی) و ‏جوامع بازرگانی منطقه میباشند. درحقیقت باستثنای غلزی ها (که نیمه ‏مستقل بوده وتا انداز? قابل توجهی درحکومت وسیاست گذاری آن شریک ‏میباشند) وپتان ها (که تقریبا کاملا مستقل بوده وازهیچ گونه فرمانروای ‏خبرندارند)، تنها درانیها یا افغانها یگانه دشمن واقعی وآشتی ناپذیرما بوده ‏واین چقدرحیرت انگیزاست که آنها ازطریق حمایت وپشتیبانی ما، ‏توانستند بطورموفقانه نفرت اقوام دیگررا درمقابل ما شورانیده وتحریک ‏نمایند درحالیکه خودشان مورد انزجاروارعاب تمام طبقات واقوام مردم ‏خود قراردارند.    ‏

هزاره ‏

این مردم نسبت به تمام اقوام دیگرافغانستان کاملا فرق داشته و ساح? ‏وسیعی را دراختیاردارند که ازمرزهای کابل وغزنی تا به هرات دریک ‏جهت و از جوار کندهار تا بلخ در جهت دیگر وسعت دارد. در واقعیت، آنها ‏تمام منطق? را دراختیاردارند که پاروپامیزوس باستانی را تشکیل داده، ‏مجزا ازتمام مردمان دیگرافغانستان بوده وفقط درسرحدات خویش با آنها ‏درتماس میباشند وبس. این منطقه کاملا کوهستانی بوده ودراکثریت نقاط ‏خاک آن خراب است، اما دارای تعداد زیاد وادیهای پرنفوس وحاصلخیز ‏بوده ومنبع چند دریای مهم ازقبیل ارغنداب وهلمند، هریرود یا هرات و ‏مرغاب درمرومیباشد که توسط دوامتداد بزرگ غربی هندوکش ایجاد ‏شده، بواسط? وادی هریرود ازهمدیگرجدا شده وبه غرجستان یا سفیدبند ‏درشمال وغور یا سیاه بند درجنوب تقسیم شده است؛ درحالیکه درنقط? ‏شرقی آن جائیکه هردوسلسله ازهندوکش آغازمیشود غوربند بامیان واقع ‏است.‏

داخل این منطقه برای اروپائیها کاملا نامعلوم است، مگرازتاریخ میدانیم ‏که درزمانهای قدیم، یک منطق? بسیار پر نفوس بوده وبرای چنگیزخان، ‏اشغالگرمشهور، مدت ده سال را دربرگرفت تا آنرا مطیع وویرانه سازد. ‏درآنزمان این منطقه توسط محلات مستحکم احاطه گردیده ودراختیار ‏مردمی قرارداشت که اکثریت آنها ازقوم پارسی بودند. خرابه های این ‏قلعه های کوهی هنوزدرتمام حصص منطقه وجودداشته وتوسط باشندگان ‏فعلی بحیث ساختمانهای عجیب (اعمارشده درقله های دستنارس) تشریح ‏میگردد که توسط جن ها (ونه آدمها) ساخته شده، دیوارها وعمارات ‏بسیارمستحکم ووسیع آن هنوزدربین مخروبه ها باقیمانده است. دراینجا ‏یکتعداد زیاد مخروبه های تعمیرات بودائی نیزدرحصص شرقی منطقه ‏وجوداشته مقدارزیاد سکه ها (اکثرا ازشاهان یونانی بکتریا) درآنها یافت ‏شده است.‏

بارتباط وابستگی قومی مردمان هزاره شکی وجود ندارد که قواره وشکل ‏آنها نشاندهند? آنستکه آنها مربوط تاتارهای منگول اند. اما دررابطه به ‏تاریخ وچگونگی استقرارآنها درین منطقه معلومات بسیارناچیزی وجود ‏داشته وخود آنها نیزدراین زمینه هیچگونه معلوماتی ندارند. نام ایشان نیز ‏هیچگونه سرنخی بدست نمیدهد زیرا یک نام بومی نبوده واشتقاق خارجی ‏است. درک عام منشای کلم? هزاره آنستکه مشتق از واژ? "هزار" بوده و ‏توسط همسایگان باین مردم اطلاق شده است وآنهم به تعقیب استقرارآنها ‏منحیث محلات نظامی درقطعات یک هزارنفری (جنگجو) توسط چنگیز ‏خان درربع اول قرن سیزدهم . گفته میشود که چنگیزخان ده قطع? (یک ‏هزارنفری) را دراینجا باقی گذاشت که نُه قطع? آنها درهزار? کابل و ‏قطع? دهم درهزار? پکلی درشرق اندوس بود. معلوم میشود که قطع? ‏آخری فقط پاسداربوده برای اینکه چنگیززمستان را در سوات قبل ازبر ‏گشت به تمغاج سپری نموده ومنتظرجواب شاه هند برای درخواست ‏خویش جهت عبوربآن منطقه ازطریق هند بود. ‏

این مردم دربین خودشان هرگزکلم? هزاره را بحیث هویت قومی خود ‏استعمال ننموده وهنوزهم هیچ نامی برای مردم خود بحیث یک قوم ‏ندارند. آنها دربین خود بواسط? نامهای چندین قبیل? عمد? آنها وطوایف ‏مطیع بآنها شناخته میشوند. لذا آنها جاغوری، بهسودی، داهیزنگی، ‏داهیکندی، غوری وغیره میباشند. دونام داهی ویا ده (طوریکه توسط ما ‏نوشته میشود) شاید یک هویت وابستگی قومی بوده وممکن است یک ‏ردیابی داهی ماورالنهرباشد که دراول با آنها جنگیده وبعدا با ساکا در ‏هجوم آنها باین منطقه درحوالی میلاد مسیح ائتلاف نموده باشند. قبایل ‏دیگرهزاره نیزبا همین پیشوند وجوددارند مثل داهی راواد، داهی چوپان، ‏داهی وغیره. آنها دربین خارجیها خودرا هزاره میخوانند مگربصورت ‏عام کابلی وبعضی اوقات غلجی یا افغان نیزمیگویند. آنها چارایماق، ‏جمشیدی، فیروزکوهی، تایمنی ودیگرقبایل تاتاردرحصص غربی منطقه ‏را منحیث اقارب (همقوم) قبول دارند اما مناسبات بسیارصمیمی با آنها ‏ندارند. آنها باستثنای چند کلم? ترکی، کاملا زبان مادری خودرا ازدست ‏داده وبعوض آن، زبان پارسی قرن سیزدهم را فراگرفته وهمراه با آن ‏شکل قومی مذهب آن مردم یعنی شیعه را اختیارنموده اند. وضع درمورد ‏تمام قبایل شرقی چنین بوده ولی بعضیها درشمال وغرب منطقه دارای ‏مذهب سنی اند.‏

ازینکه توضیحات فعلی بارتباط معنی واطلاق کلم? هزاره (طوریکه فوقا ‏ارائه گردید) بتواند ضروریات مسئله را تکافوکند، یک مسئل? مشکوک ‏است. حقایق درجهت تائید آن وجود دارد: موجودیت ناحی? درشرق ‏اندوس بنام هزاره (زیرا دراینجا یکی ازده قطع? قشون منگول، که فوقا ‏اشاره شد، وجود داشت)، موجودیت نام هزرو دربالای جاد? بصوب ‏اندوس ونچندان دورازاتک وهزره درمسیرجاد? کرم - کابل ونچندان دور ‏ازشترگردن مشهور. دومنطقه آخری نقاط استراتژیکی درتقرب بکابل از ‏طرف شرق میباشند که شاید توسط قشون چنگیزاشغال شده ولذا نام آنها ‏را کسب نموده است. ازطرف دیگرتصورمنطقه ایکه حالا بنام هزاره یاد ‏میشود (بشکل ارسریت – همانند آنچه توسط اسدراس بحیث محل هجرت ‏اسرائیلی های اسیرپس ازفرارآنها ازپارس اشاره گردید) شکلی است که ‏میتواند بآسانی به کلم? مورد استعمال تبدیل گردد.‏

معلومات بسیاراندکی دربار? رسوم وعادات این مردم تاتار وجود دارد. ‏بآنهم گفته میشود که آنها یک مردم ساده فکربوده وتا انداز? زیادی در ‏اختیارروحانیون آنها قراردارند. آنها تقریبا کاملا بیسواد بوده وتوسط ‏روسای قبیلوی وطایفوی اداره شده وصلاحیت آنها دربالای مردم ایشان ‏مطلق میباشد؛ آنها بصورت عام بسیارغریب وزحمتکش میباشند. چندین ‏هزارآنها درموسم زمستان درجستجوی کاربالای جاده ها، چاهکن ها، ‏دیوارگرها وغیره به پنجاب می آیند. آنها درمنطق? خودشان ازاعتبارو ‏حیثیت یک قوم شجاع وزحمتکش برخورداربوده ودربین افغانها بحیث ‏نوکروخدم? با اعتماد، صنعتگروذکی میباشند. چندین هزارآنها درکابل، ‏غزنی وکندهاردرجریان ماه های زمستان منحیث کارگر(دردوشهراولی ‏عمدتا دربرفپاکی خانه ها وکوچه ها) کارپیدا میکنند. افغانهای سنی، آنها ‏را بعلت رافضی بودن، دربردگی نگهداشته ودراکثرشهرهای بزرگ، ‏زنان ایشان منحیث کنیزخریدوفروش میشوند.‏

هزاره منحیث یک قوم درمقابل افغان ها دشمنی آشتی ناپذیزداشته وبمقابل ‏ما (درچندین مورد عملیات نظامی ما درافغانستان) تمایلات خوبی نشان ‏داده اند. آنها منحیث قبایل مستقل درداخل میباشند که تا کنون درمقابل ‏کوششهای حکومت کابل بخاطرتحت انقیادآوردن ایشان مقاومت نموده، ‏بحیث یک مردم بسیارشجاع شناخته شده ودارای مشخصات نظامی ‏گورخه میباشند. درواقعیت، آنها را میتوان منحیث گورخه های غربی ‏درنظرگرفت، چون آنها ازعین قوم بوده وسیمای آنها نیزتفاوتی ندارد. ‏ازتعداد دقیق این مردم معلوماتی دردست نیست بآنهم تعداد آنها بطور ‏تخمینی 120 هزارخانواده (باستثنای قبایل غربی وچارایماق) میباشند. ‏برای ما درمناسبات جدید با افغانستان، این مردم منافع بسیارعمده و ‏خاصی دارند. با تدابیرخوب میتوان این مردم را بصورت کامل بما و ‏بمنافع ما وصل نموده وآنها را بیک قوای حفاظتی قوی برای موقعیت ‏نظامی ما دراین منطقه تبدیل نمود.‏

چنین است گزارش مختصراقوام باشند? افغانستان. تنوع منشا، رسوم و ‏عادات متفاوت ومنافع متضاد، عوامل مهمی میباشند که هیچ حکومت ‏مستحکم وقوی تکقومی نمیتواند بدون پشتیبانی یک قدرت خارجی، خود ‏را درصلح وامنیت دوامدارنگهدارد. مطالع? این مردمان مختلف قبل از ‏اینکه مطیع امپراطوری برتانیه شوند بسیارمفید، دلچسپ وبا اهمیت می ‏باشد؛ دورنیست که تعداد زیاد آنها ما را منحیث المجموع بپذیرند


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/23:: 5:2 عصر     |     () نظر
 
گروههای قومی و نژادی

گروه‌های قومی و نژادی

در سال 1986 «آوریوال» فهرستی از گروه‏های قومی در افغانستان را به شرح زیر یادداشت نموده است:

  پشتو

هزاره

ازبک

تاجیک

ترکمن

سادات

خواجه

ایشان

 شادی باز

 گوارباتی 

 طاهری

عرب

 قزلباش

 جوگی

 تایمنی

 براهوایی

 گوجار

تیرابی

 سیگ

موری

مغول

مونجانی

شیخ محمدی

 زوری

 قرقیز

اشکاشمی

شیغنانی

 یهودی

جت

 قپچاق

سنگلیچی

قارلیق

تیموری

پیکراغ

روشانی

 فارسی

 فیروز کوهی

میش مست

قزاق

واخی

جمشیدی

غوربت

پاراچی

نورستانی

 ایماق

ملیکی

وانگ والا

ارموری

 بلوچ

 جلالی

 تاتار

 کوتانا

هندو


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/21:: 9:52 عصر     |     () نظر
 
زبان‌ها

 

روشانی و وارشری

 در حاشیه غربی بدخشان به جوار رود پنج...

که ته

در نورستان شرقی، مرکزی و غربی

وایگلی

 در نورستان مرکزی

انبکویی

 در نورستان مرکزی و غربی

پارونی

 در نورستان مرکزی

 پشه‏ای

 در جنوب نورستان مرکزی، غربی بحوالی لغمان، دره‏های تگاب، نجراب و کوهستان، کاپیسا و لغمان

گورتبی

در حاشیه شرقی نورستان شرقی و ... .

 

بر اساس قانون اساسی افغانستان،زبانهای دری و پشتو زبان‌های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی میشود.

اگر کسی یکی از دو زبان رسمی افغانستان را بداند میتوان گفت تقریبا در برقراری ارتباط در هیچ جای افغانستان مشکلی ندارد


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/18:: 6:6 صبح     |     () نظر
 
زبان‌ها

 

 بلوچی

 این زبان‏ از بلوچستان تا کراچی، مروج است و در ساحه خاک افغانی در هلمند، حوالی گودزره، هامون صابری، حواشی سر حد غربی کشور و بلوچستان سخن می‏رانند

 ازبکی

 در ولایت شمال کشور عمومیت دارد

 ترکمنی

 در شمال و شمال غرب کشور تا ولایت هرات

 پراچی

 در یکی از دره‏های نجراب: متصل به آلرسای تگاب

منجی

 در منجان بدخشان

واخی

 در واخان

سریگی

 در حاشیه شمال واخان

سنگلیچی

 در شمال منجان و جنوب زیباک بدخشان

زیباکی

 در زیباک بدخشان

 اشکاشمی

 در اشکاشم بدخشان

شغنی

 در اشکاشم و شغنان افغانی و شوروی


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/18:: 6:4 صبح     |     () نظر
 
زبان دری

 

 این زبان از جمله قدیمی‏ترین زبان‏های کشور بوده، عده زیادی نفوس افغانستان با لهجه های مختلف این زبان آشنای داشته و به فصاحت و بلاغت سخن می‏رانند. لهجه‏های مختلف این زبان عبارت از لهجه غربی، لهجه شمال شرقی، (بدخشان، کاپیسا و پروان) و لهجه اهالی مرکز و اطراف کابل، لهجه مناطق مرکزی (منطقه هزاره نشین که بعضی از لغات مغولی در آن حفظ گردیده است.) مناطقی که به زبان دری محاوره می‏نمایند، اکثر

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/18:: 6:2 صبح     |     () نظر
 
زبان پشتو

زبان پشتو

 زبان پشتو در مناطق جنوب، شرق و جنوب غرب و برخی از مناطق دیگر مورد گفتگو است. بیشتر این زبان‏ دارای لهجه‏ های فراوان است که معروف‏ترین آنها دو لهجه شمالی و غربی (قندهاری)می‏باشد. الف ـ لهجه غربی(قندهاری): از اتک شروع شده به غرب رود سند یعنی، دیره اسماعیل خان، بنو، توری، وزیرستان، کویته، شیندند، قندهاری، زمین‏داور، فراه، جوین، سبزوار، اوبه و بعضی از جاهای دیگر به این لهجه مکالمه می‏نمایند

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/18:: 5:58 صبح     |     () نظر
 
زبان‌ها

زبان‌ها

پژوهش‏گران وجود بیش از 30 زبان را در کشور برشمرده‏اند که ما در اینجا تعدادی از آنها را با مناطق جغرافیایی عمومی افغانستان با اندکی تلخیص نقل می‏کنیم:


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سخی فرهادی 87/3/18:: 5:57 صبح     |     () نظر
درباره
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
مجله اینترنتی شهر طلائی
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
خورشید تابنده عشق
نگاهی به اسم او
به سوی فردا
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
جاده های مه آلود
همفکری
فرزانگان امیدوار
بـــــاغ آرزوهــــا = Garden of Dreams
نهان خانه ی دل
EMOZIONANTE
بی نشانه
دیار عاشقان
دارالقران الکریم جرقویه علیا
(( همیشه با تو ))
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
امامزاده میر عبداله بزناباد
صراط مستقیم
دانشگاه آزاد الیگودرز
*پرواز روح*
اگه باحالی بیاتو
منتظر ظهور
یا امیر المومنین روحی فداک
سکوت ابدی
قلمدون
من بی تو باز هم منم ...
پرسه زن بیتوته های خیال
►▌ استان قدس ▌ ◄
شین مثل شعور
ارتش دلاور
در انتظار آفتاب
حاج آقاشون
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
عشق در کائنات
ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
پرواز تا یکی شدن
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی
.:: بوستان نماز ::.
عصر پادشاهان
سروش دل
تنهایی
روانشناسی آیناز
شقایقهای کالپوش
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
کـــــلام نـــو
اکبر پایندان
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی
بصیرت مطهر
سایت جامع اطلاع رسانی برای جوانان ایرانی
به سوی آینده
سه ثانیه سکوت
*تنهایی من*
و رها می شوم آخر...؟!!
وبلاگ آموزش آرایشگری
جلوه
محفل آشنایان((IMAN))
geleh.....
گل باغ آشنایی
آخرالزمان و منتظران ظهور
دریـــچـــه
عشق سرخ من
آوای قلبها...
هفت خط
اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
تنهایی افتاب
شجره طیبه صالحین ،حلقه ریحانه
پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ...
یه گفتگوی رودر رو
شوالیه سیاه
نمایندگی دوربین های مداربسته
کوسالان
امام مهدی (عج)
هم نفس
جمعه های انتظار
@@@گل گندم@@@
سفیر دوستی
کافه محلی است برای جمع شدن وسرچشمه آغاز زایش هرچشمه است
کلبه عشق
آموزه ـ AMOOZEH.IR
هو اللطیف
+
تنهایی......!!!!!!
دریــــــــای نـــور
کانون فرهنگی شهدای شهریار
لنگه کفش
کربلا
جوکستان بی تربیتی
«حبیبی حسین»
***جزین***
کلبهء ابابیل
پژواک
شب و تنهایی عشق
وبسایت رسمی مهندس امیر مرتضی سعیدی ایلخچی
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
لیلای بی مجنون
بهترین آرزو هایم تقدیم تو باد.
جـــیرفـــت زیـبا
جوان ایرانی
****شهرستان بجنورد****
بچه مرشد!
د نـیـــای جـــوانـی
نگاهی نو به مشاوره

سارا احمدی
طب سنتی@
مهندسی عمران آبادانی توسعه
ققنوس...
ای لاله ی خوشبو
حزب الله
قعله
««« آنچه شما خواسته اید...»»»
ashegh
مهندسی مکانیک ( حرارت و سیالات)-محی الدین اله دادی
مقاله،پایان نامه،پرو‍ژه،کتاب الکترونیک،تحقیق،جزوه،نمونه سوال و..
طاقانک
تک درخت
تراوشات یک ذهن زیبا
سکوت سبز
هر چی بخوای
پیامنمای جامع
پرنسس زیبایی
بوی سیب BOUYE SIB
@@@این نیزبگذرد@@@
بادصبا
تخریبچی ...
ಌಌتنهاترین عشق یه عاشق دل شکستهಌ᠐
راز رسیدن به شادی و سلامتی
معارف _ ادبیات
پوست مو زیبایی
تنهای تنها
آخرین صاحب لوا
جاده مه گرفته
دخترانی بـرتر از فــرشته
عاشقان
upturn یعنی تغییر مطلوب
دلـتنگـ هشـیگـــــــــی
پوکه(با شهدا باشیم)
تبسمـــــــــــــــی به ناچار
ماتاآخرایستاده ایم
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
مستانه
وبلاگ گروهیِ تَیسیر
ناز آهو
گیسو کمند
آسمون آبی چهاربرج
جــــــــــــــــوک نـــــــت
عکس سرا- فقط عکس
عکس های عاشقانه
حقوق دانشگاه پیام نور ایلام
تیشه های اشک
..:.:.سانازیا..:.:.
فقط خدا رو عشقه
پاتوق دوستان
بنده ی ناچیز خدا
آزاد
ارمغان تنهایی
فقط عشقو لانه ها وارید شوند(منامن)
PARSTIN ... MUSIC
سلام آقاجان
ردِ پای خط خطی های من
منطقه آزاد
بندیر
علی پیشتاز
تنهاترم
هه هه هه.....
محمدمبین احسانی نیا
یادداشتهای فانوس
دوست یابی و ویژگی های دوست
کد تقلب و ترینر بازی ها
ستاره سهیل
داستان های جذاب و خواندنی
عاشقانه
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
یادداشتهای من
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
سرافرازان
*bad boy*
محمد جهانی
سرزمین رویا
آیینه های ناگهان
برای اولین بار ...
خاطرات و دل نوشته های دو عاشق
چون میگذرد غمی نیست

بازگشت نیما
علی اصغربامری
دهیاری روستای آبینه(آبنیه)
روستای زیارتی وسیاحتی آبینه(آبنیه)باخرز
همنشین
سایه سیاه
رهایی
رازهای موفقیت زندگی
دوره گرد...طبیب دوار بطبه...
خندون
* ^ــ^ * تسنیم * ^ــ^ *
بچه های خدایی
مرام و معرفت
خوش آمدید
The best of the best
بوستان گل و دوستان
صفیر چشم انداز ایران
گل رازقی
من.تو.خدا
نظرمن
بلوچستان
نغمه ی عاشقی
۞ آموزش برنامه نویسی ۞
شبستان
دل شکســــته
افســـــــــــونگــــر
یکی هست تو قلبم....
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
یامهدی
تنها هنر
دل نوشته
صوفی نامه
har an che az del barayad
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
شجره طیّبه

به وبلاگ بیداران خوش آمدید
دانلود هر چی بخوایی...
نور
فریاد بی صدا
Dark Future
مجله مدیران
S&N 0511
**عاشقانه ها**
پنجره چهارمی ها
AminA
نسیم یاران
تبیان
صدای سکوت
(بنفشه ی صحرا)
اندکی صبر سحر نزدیک است....
ابهر شهر خانه های سفید
عشق
ترانه ی زندگیم (Loyal)
توشه آخرت
آقاشیر
قـــ❤ــلـــــب هـــــای آبـــــی انــ❤ـــاری
جزتو
ترخون
عشق پنهان
@@@باران@@@
شروق
Manna
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پرسش مهر 8
دریایی از غم
طره آشفتگی
...ترنم...
Deltangi
زیبا ترین وبلاگ
ارواحنا فداک یا زینب
علمدار بصیر
کرمان
ایران

عشق الهی: نگاه به دین با عینک محبت، اخلاق، عرفان، وحدت مسلمین
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر)
عشق و شکوفه های زندگی
مهر بر لب زده

قمه‏زنی سنت یا بدعت؟
سلام
عطش
حضرت فاطمه(س)
♀ ㋡ JusT fOr fuN ㋡ ♀
اواز قطره
محمد قدرتی Mohammad Ghodrati
عکس
گل یا پوچ2؟
صدای سکوت
شـــــــیـــشـــــه ی نــــــــــــازک دلـــــــــــــــــــتنگی
یه دختره تنها
ورزشهای رزمی
مهر 84
..::غریبه::..
جغرافیای سیاست
زنگ عربی
It iS SimPle...
دختر زمستان
یـ|ـہ |دُنیـ|ـآ دِلَـ|ـم| گـِرفـ|ـتـِہツ
بزرگترین سایت خنده بازار
اصلاحات
عمارمیاندواب
ऌ عاشق بی معشوق ऌ
گل خشک
گلهای یاس
جیغ بنفش در ساعت 25
نفس
نت سرای الماس
ستاره طلایی
اس ام اس
دنیا
مردود
آرشیو یادداشت‌ها
دینی
گلچینی از جغرافیای طبیعی و تاریخی افغانستان
آثارتأریخی افغانستان
گلچینی از تاریخ جهان و افغانستان
میراث گرانبهای گذ شتگان چراغی است برآیند گان
کابل و ولایات افغاانستان عزیز
زبان شرین پارسی
وازه نامهء هم زبانان
ادبیات و هنر
پرواز خیال
شعر و ادب
اى الهه عشق مادر!
عاشقانه ها
موزیک و اشعار آهنگهای بهترین اوازخوان افغان احمد ظاهر و دیگران
سیاسی
جامعه شناسی -مردم شناسی
دانستنیهای جالب
طب ورزش صحت وسلامتی
مسائل جنسی خانه و خانواده
آموزش زیبایی
روانشناسی
طب سنتی و نسخه های پزشکی با گیاهان دارویی
غذا موادغذائی و اشامیدنیها
خواص میوه ها و سبزیجات
اخبار
زندگینا مه
داستانهای کوتاه و آموزنده
نجوم فضا وفضانورد ی
کمپیوتر انترنیت و وب نویسی
لطیفه ها اندرز ها و پیامهای کوتاه خواندنی و عالی
طنز
تقویم هجری شمسی اوج درایت فرهنگی ما
سرگرمی ها
معرفی کتاب
تصویر عکس ویدئو فلم
بهترین های خط
جالبترین کارتونها
طالع بیی
یادداشتها
قوانین خواب و رویا وتعبیرخواب
تبریکی و تسلیت
داغ غربت
علمی
تاریخی و اجتماعی
خانهء مشترک ما زمین
اشعار میهنی رزمی و سیاسی
هوا و هوانوردی
آموزش و پرورش
معانی اصطلاحات و تعاریف
دنیای عجاء‏بات