سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
یادداشتها و برداشتها

*
*
*
*
*
*
*
 
یادداشتها و برداشتها
عاشق آموزش و پرورشم بدون هیچگونه تعصب و خودخواهی.
درباره وبلاگ


عاشق آموزش و پرورشم بدون هیچگونه تعصب و خودخواهی.
آرشیو وبلاگ
پیوندها
لوگو
عاشق آموزش و پرورشم بدون هیچگونه تعصب و خودخواهی.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 190
  • بازدید دیروز: 620
  • کل بازدیدها: 371631
یکشنبه 2 بهمن 90 :: 2:30 صبح ::  نویسنده : سخی فرهادی



دنیـای بی خـدا ؟!

گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آغاز با خدا
پایان بی خدا
پیدا نمی کند

سیگار زندگی
در زیر پای مرگ
فانی نمی شود

در زندگی سقوط
راحت تر از صعود
انجام می شود

در برکه سیاه
نیلوفر سفید
لبخند می زند

جراحی دماغ
پر مشتری تر از
جراحی دل است

در چشمهای تو
دریای بیکران
در گل نشسته است

از این همه گناه
تنها به عاشقی
اقرار می کنم

یک تک درخت پیر
با جابجا شدن
خشکیده می شود

یک کاج بی خبر
باضربه تبر
بیدار می شود

در دست بی خبر
هرگز کسی خبر
پیدا نمی کند

با این همه خدا
دنیای بی خدا
باور نکردنی است

از ناخدا شدن
تا با خدا شدن
بسیار فاصله است

هر شک به ابتدا
با شک به انتها
همراه می شود

تغییر سرنوشت
از حدس سرنوشت
همواره بهتر است

در لحظه ی کمال
سرتاسر جهان
بی نقص و کامل است

خوشبختی از قضا
با بخشش و عطا
تکثیر می شود

با صد ورق دروغ
تاریخ آدمی
ناقص نمی شود

بی ساغر سکوت
انسان به معرفت
نایل نمی شود

در دفتر حیات
زیباترین رموز
در بخش خلقت است

بی رنج اشتباه
انسان به اکتشاف
هرگز نمی رسد

در پازل جهان
یک قطعه ی بزرگ
همواره غایب است

در پیش روی شمع
هر تکه آینه
یک شمع روشن است

تدبیر غربیان
با عشق شرقیان
ترکیب می شود

هر شعر تازه ای
با حرف تازه ای
آغاز گشته است

یک هسته ی درخت
در ظرف کوچکی
بالغ نمی شود

پنهان ترین درون
با دیده ی خرد
شفاف و روشن است

در شهر زندگی
اصل همیشگی
اصل تفاوت است

در شهر بی صدا
افکار هر کسی
مانند دیگری ست

با خواب یک شبان
دارایی دهی
بر باد می رود

در درگه خدا
تاخیر در امور
هرگز نبوده است

با قهر آفتاب
سیاره ی زمین
پوشیده از یخ است

هر گز سمندری
در آتش درون
جولان نمی دهد

از اولین اذان
تا آخرین نماز
یک عمر فاصله ست

هر اشک آسمان
در جستجوی گل
از دیده جاری است

در اوج آسمان
آرامش بزرگ
همواره حاکم است

در قله های سخت
انسان به آسمان
نزدیک می شود

در جبهه ی جهان
انسان بی طرف
پیدا نمی شود

سرکش ترین قلل
از فتح آدمی
همواره عاجزند

با اختراع پول
خوشبختی بشر
دشوار گشته است

زیبایی سکوت
بی انتهاتر از
زیبایی صداست

هر ناخدای خوب
در پیچ و تاب موج
ورزیده گشته است

هر کسب نعمتی
با حذف نعمتی
آغاز می شود

در قلب هر بشر
رازی برای کشف
همواره بوده است

یک جام پر ترک
از وحشت شکست
خالی نمی شود

با اینهمه قیود
انسان واقعی
آزاده و رهاست

یک قفل صد کلید
از قفل بی کلید
همواره بدتر ست

گلهای باغ فرش
در زیر پای ما
پر پر نمی شوند

هر جام تشنه ای
در وادی سراب
از تشنگی پر است

اندیشه های سست
دائم به گرد خویش
دیوار می کشند

الگوی فربه تر
انسان فربه تر
ایجاد می کند

یک ساعت خراب
روزی دو مرتبه
اهل صداقت است

یک خانه ی یخی
در پرتو چراغ
ویرانه می شود

با قدرت نگاه
انسان ز پله ها
بالا نمی رود

در شهر عاشقان
عاشق تر از خدا
پیدا نمی شود

هر عصر تازه ای
با دید تازه ای
آغاز می شود

بی فتح روح خویش
هرگز به فتح غیر
قادر نمی شویم

یک چتر کاغذی
با بارش بهار
نابود می شود

دیوار خانه ها
ما را به پنجره
محتاج کرده است

از دامن زمین
چیزی به آسمان
نازل نمی شود

در جهان خلقت
ساحل خوشبختی
بین دو بدبختی ست

بی حق انتخاب
زیباترین بهشت
قعر جهنم است

در شهر زندگی
تابوت و مهد ما
با هم برادرند

بی باور طلوع
افسانه ی غروب
زیبا نمی شود

بی شمع انتقاد
افکار مردمان
روشن نمی شود

هر درس زندگی
بی درک مطلبش
تکرار می شود

در کوه زندگی
در کوله بار ما
تنها اراده است

در راه نادرست
برگشتن درست
اوج شهامت است

لبخند مردگان
از اخم زندگان
بسیار بهتر است

دنیای عاشقان
با جذر و مد عشق
ویران نمی شود

دنیای بی ثبات
با خنده های ما
تحقیر می شود

هر پیر با چراغ
از کودک درون
شعله گرفته است

هر سنگ خاره ای
با اهرم زمان
از جای می جهد

زیباترین بنا
با سیل کوچکی
نابود می شود

ارابه های عشق
از وادی جنون
باید گذر کنند

در قلب عاشقان
یک غایب بزرگ
همواره حاضر است

این خیل مردگان
با نعره ی کلنگ
از جا نمی جهند

یک کشتی بزرگ
با زخم کوچکی
نابود می شود

ننگین ترین شکست
با غفلتی حقیر
آغاز گشته است

یک نخل ریشه دار
با غارت خزان
زخمی نمی شود

رسواترین سکوت
هرگز به اشتباه
صحبت نمی کند

بر کج ترین سطوح
با خط مستقیم
بتوان خدا کشید

یک قلب بی ریا
از مسجد خدا
همواره برتر است

در شهر زندگی
قانون نقره ای
قانون باور است

قلب سخن پذیر
از قول دلپذیر
آکنده می شود

در شهر دشنه ها
آرامش عمیق
حاکم نمی شود

هرگز کبوتری
از لوله ی تفنگ
خارج نگشته است

یک پیچک ضعیف
بی تیرکی قوی
بالا نمی رود

این فرصت بقا
از فرصت فنا
بسیار کمتر است

با غرش تفنگ
انسان به برتری
هرگز نمی رسد

در شهر زندگی
بی جستجوی خویش
پیدا نمی شویم

بی خنده ی چراغ
بیداری بشر
باور نکردنی ست

تندیس ماسه ای
در پیش روی باد
ویرانه می شود

از کوج یک شبح
ردی به یادگار
هرگز نمانده است

پایان عاشقی
ما را به انقراض
نزدیک می کند

زندان زندگی
با مرگ متهم
همراه می شود

بی مرگ کرم توت
دیبای خوش نگار
حاصل نمی شود

از سرزمین عشق
هرگز مسافری
هجرت نکرده است

هر سنگ کوچکی
در برف روزگار
بهمن نمی شود



موضوع مطلب :
سه شنبه 20 دی 90 :: 7:19 عصر ::  نویسنده : سخی فرهادی

گشتیم آخر برباد ازین دل


فریاد ازین دل فریاد ازین دل


باشد که گردیم آزاد ازین دل


فریاد ازین دل فریاد ازین دل



سر تا بپایش یک قطره خونست


لیکن دو عالم شور و جنونست


جور و ستم شد ایجاد ازین دل


فریاد ازین دل فریاد ازین دل



در مکتب عشق جور و ستم بود


رنج و محن بود درد و الم بود


چیزیکه کردیم می یاد ازین دل


فریاد ازین دل فریاد ازین دل



درسین? تنگ این مرغ خودکام


هرگز ندارد یک لحظه آرام


بدنامی ماست بنیاد ازین دل


فریاد ازین دل فریاد ازین دل


..........




موضوع مطلب :
سه شنبه 20 دی 90 :: 6:57 عصر ::  نویسنده : سخی فرهادی

بیم است که سودایت دیوانه کند مارا در شهر به بدنامی افسانه کند مارا



من می زد? دوشم شاید که خیال تو امروزبه یک ساغر مستانه کند مارا



بهر تو زعقل دین بیگانه شدم آری ترسم که غمت ازجان بیگانه کند مارا



درهجرچنان گشتم ناچیزکه گرخواهد زلفت به سریک مودرشانه کند مارا



زان سلسل? گیسو منشور نجاتم ده زان پیش که زنجیرت دیوانه کند مارا



امیر خسرو دهلوی


ابیات بالا رابا آهنگ زیبا و دلنشین از لینک پایئن بشنوید و کیف کنید:


http://uk.youtube.com/watch?v=dhcLSpKWXvQ&feature=related




موضوع مطلب :
سه شنبه 29 آذر 90 :: 2:18 صبح ::  نویسنده : سخی فرهادی

 



فعلا نسبت تقلیل تخصیص مالی از سرعت تطبیق پلانهای کیهانی امریکا کاسته شده است. هند دارنده زیادترین تعداد ماهواره در جهان میباشد و ناسا از آن با خبر است و میخواهد تا با سازمان تحقیقات کیهانی هند که دارای راکتهای مطمئن و20000 انجنیر و دانشمند است فعالیت مشترک داشته باشد.


تعداد محدودی مطلع اند که هند در سالهای 1990 از روسها نقشی را در استشن کیهانی بین المللی تقاضا نمودند اما امریکا ما نع شد ولی اکنون میخواهد بطور رایگان از راکتهای هند استفاده کند و سیاستمداران بی مسولیت هند خوش اند که خوش خدمتی کنند.


به گفته حکمران سابق پاناما جنرال مانویل نوریگا، آنکه با وجود سالها کثافت کاری برای سی آی ای اکنون در زند ان امریکا رنج می برد " اگر کسی بخواهد مملکتی را خریداری کند در آنجا کسی است که میخواهد به فروش رسا ند" با اظهار تشویش به ملت هایکه بطرف تعالی اقتصادی روان اند و در آنجا ها خدمتگاران خارجی چون نوریگا خیلی زیاد است که بمقابل چند ملیون دالردر حساب بانک سویس و کارت سبز برای اعضای فامیل شان منافع ملی را قربان نمایند .


در دور اول استعمار ملت های قوی شرق قلمرو و اقتصاد خود را به روی غربیها که از نظر رقابت نا توان بودند باز گذاشتند اما بالاخره بعد از سپری شدن چند دهه خود را تحت استعمارآنها یافتند. تحت شعار و بهانه جهانی سازی و تجارت آزاد ! استعمار 2.0 به عین ترتیب سابق بوقوع خواهد پیوست.


بریدهء از نوشتهء به استعمار2.0خوش آمدید


نویسنده – راکش کرشنان سمحا


گرداننده به فارسی – دوکتور جهش


 


از تارنمای = globalresearch.ca


 




موضوع مطلب :
پنج شنبه 18 مهر 87 :: 5:0 صبح ::  نویسنده : سخی فرهادی

شاعر :ازآقای علی اشتری (فرهاد)


اشعار آهنگهای احمد ظاهر
دسته : عشقی
عنوان شعر : از ناز چه میخندیبهاربیست                   www.bahar20.sub.ir




از ناز چه می خندی بر دیده که می گرید
این دیده زمانی نیز خندیده که می گرید
چون دیده ترا سر مست از باده اغیاری
در خون خود از غیرت غلتیده که می گرید
تنها نه از این مردم صد روی و ریا دیده است
از مردمک خود هم بد دیده که می گرید
لب نیک و بد دنیا نا خوانده که می خندد
چشم آخر هر کاری پاییده که می گرید
صد داغ نهان دارد این سینه که می سوزد
صد گونه بلا دیده است این دیده که می گرید
بهاربیست                   www.bahar20.sub.ir




موضوع مطلب :
سه شنبه 21 خرداد 87 :: 9:52 عصر ::  نویسنده : سخی فرهادی

گروه‌های قومی و نژادی


در سال 1986 «آوریوال» فهرستی از گروه‏های قومی در افغانستان را به شرح زیر یادداشت نموده است:


  پشتو


هزاره


ازبک


تاجیک


ترکمن



سادات


خواجه


ایشان



 شادی باز


 گوارباتی 


 طاهری


عرب


 قزلباش


 جوگی


 تایمنی


 براهوایی


 گوجار


تیرابی


 سیگ


موری


مغول


مونجانی


شیخ محمدی


 زوری


 قرقیز


اشکاشمی


شیغنانی


 یهودی


جت


 قپچاق


سنگلیچی


قارلیق


تیموری


پیکراغ


روشانی


 فارسی


 فیروز کوهی


میش مست


قزاق


واخی


جمشیدی


غوربت


پاراچی


نورستانی


 ایماق


ملیکی


وانگ والا


ارموری


 بلوچ


 جلالی


 تاتار


 کوتانا


هندو




موضوع مطلب :